دوره 197

پادگان آموزشی آیت الله خاتمی یزد
فرمانده پادگان: سردار میر حسینی
فرمانده گردان 1: هادی زارع-محمد زراع
فرمانده گروهان: گنجی
تاریخ اعزام : 1 دی 95
تاریخ میان دوره: فوت ایت الله هاشمی رفسجانی

تاریخ پایان خدمت:1 دی 97

دلمو واسه دوستانی که تو این دوران پیدا کردم تنگ میشه

نکاتی در مورد روز اعزام

یه چند تا نکته بود که تو پست های قبلی گفتم

لینک گروه تلگرام ساخته شد عناوین وبلاگ جوین شین

https://linkp.ir/oVML

و این https://linkp.ir/p8Ny

برای تلفن زدن تو پادگان کارت های مخصوص خودشون میدن؛ قیمتش 10هزار تومنه و هر اسایشگاه دو تا تلفن داره با 145 تا ادم که حالا یه برنامه براش میریزن

سرویس بهداشتی بعضی گردان ها داخل اسایشگاست وبرای بعضی بیرون خوب مسلما زمستون برای اونایی که بیرونه سخته

گردان 1 و گردان 3 هم اسایشگاهش تمیزه و هم سلف غذا خوری خیلی نزدیکه پس هنگام ورود از کسی برگه های تقسیم ر وپخش میکنه یکی از این دو تا رو بخواین

برای دوش گرفتن در پادگان هر صبح ساعت 4 صبح بازه برای هر گردان هم در هفته دو روز نوبت دوش گرفتن هست

علاوه بر فرمانده گردان و و گروهان یه سردسته دارین که اونا خودشونم سربازن یعنی یگان خدمتیشون اونجاست اگه ادم های خوبی بودن که خوش به حالتون اگه هم نه بد به حالتون لباس این اش خور ها سبزه

سخت ترین دوره که بردن پیاده روی با اسلحه و اردویی که چند روز اخر میبرن و باید چادر بزنین وشب نگهبانی؛بیرون از چادر اگه تو زمستون باشه خب اون سرمایی که برای اولین بار واخرین بار رو تجربه می کنین که تمام استخوان های بدنتون رو لمس میکنه و از همه جا قشنگ ترش صبح با با اسلحه ،با کلاه،با قمقمه ،با تمام تجهیزات برو وضو بگیر تو اون هوا سرد؛ نماز صبح بخون (البته برای بعضی دوره ها اگه ببینن بچه سوسول هستن شب رو بر می گردن تو اسایشگاه میخوابن دوباره صبح بر می گردن

و اما صدای انفجار و خشم شب که صداش خیلی بلنده؛  تازه اونایی که جنگ رفتن و جانباز و شهید شدن رودرک میکنین وچه سختی هایی که کشیدن؛ با این که تو خواب نازی هستین ساعت تقریبا 3:30 صبح میزنن که همیشه 40 دقیقه قبل از اذانه؛خلاصه یه دفعه میزنن و درسته محل اصابتش خیلی دوره  ولی خیلی بلنده

روز اردو هم که همیشه اماده باشین  کنارتون میزنن اما نه ازاونا که ترکش داره ؛ولی صدا داره و باید با اون کلاه و اسلحه تو اون بیابون بدوین . من که دو متری ام یکی خورد اما انگار نه انگار ولی همه یا میخندین یا باهاش حال میکردن 

دیگه از سینه خیز رفتنا و کلاس ستاره شناسی و مسیر یابی در شب و از همه مهم تر 4 نفری برای خودتون گودال میکنین (سنگر )دوباره پرش میکنید  روز اخر خیلی سخته خدایش

ولی همش خاطره میشه

قبل از رفتن به دوره اموزشی یه یه ماهی ورزش کنین بد نیست  بدن اماده و ورزیده میتونه اونجا طاقت بیاره

و روز اخر هم که رژه جلوی سردار الله اکبر، پاینده رهبر، با اون موزیک قشنگی که مینوازن با شیپور ها و ساکسیفون

اگر چیزی جدیدی یادم اومد اضافه میکنم بعداً

اینم سردار چی چی فامیلش رو یادم رفت.

 میر حسینی میگفت: الان رئیس مخابرات مازندرانه و این خمپارهه وسط دستش خورده و این اقا از عجایب و معجزه های جنگ بوده که زنده مونده عکس هاش تو پادگان زیاد است

راستی واسه امتحان هم اصلا نگران نباشید کل 1300 نفر رو تو همون زمین صبحگاه مشترک می نشونن وازشون امتحان میگیرن و هیچ رد شدنی هم نیست ولی بهتره که خوب باشه نمره تیراندازی و این امتحان برای بچه هایی که عادی هستن  و روی درجه شون تاثیر داره امریه دارها هم شاید رو حقوقشون 10 هزار تومن

با مهر رضا چترزرین

22 بهمن 1395 خوش گذشت این ها به زور منو گرفتن گفتن بیا با ما عکس بگیر