یا علی تاریخ می رود که سرافکنده تر شود هر بار از تداعی این رویداد ها

۱۹ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

زیبا ترین تعریف عشق

از کشفیات من

و یکی از جذاب ترین ترین تعریف های عشق از زبان جبران خلیل جبران :

و آن کسی را که دوست داری ، نیم دیگر تو نیست ! او تویی، اما جایی دیگر


۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
با دختری دوست شو که…

با دختری دوست شو که…

با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
با دختری دوست شو که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند.
دختری که فضای کمد لباس‌هایش تنگ باشد. نه از زیادی لباس. از نگهداری کتاب.
دختری که لیست بلندی از کتاب‌ها را برای خواندن تهیه کرده است.
دختری که کارت کتابخانه سالهای کودکیش را هنوز با خود دارد.

دختری را پیدا کن که اهل خواندن باشد.
تشخیص‌اش سخت نیست.
حتماً همیشه در کیفش کتابی برای خواندن دارد.
کسی که به کتابفروشی، عاشقانه نگاه کند
و پس از یافتن کتابی که مدت ها در جستجویش بوده،
اشک شوق در چشمانش حلقه زند.
کسی که بوی کاغذ کاهی یک کتاب قدیمی، برانگیخته‌اش کند.

با دختری دوست شو که اگر در کافه منتظرت ماند،
انتظارش را با خواندن کتاب پر کند.
کسی که وقتی وارد کافه شدی،
نتواند نگاهش را از کتاب به سوی تو برگیرد.

اگر روبرویش نشستی و دیدی قهوه‌اش سرد شده،
قهوه‌ی دیگری برایش بگیر.
هر چند دومی هم در انتظار توجه او، سرد شود.

حتی اگر به دروغ، از خاطره مطالعه کتاب‌های بزرگی نام برد که هرگز نخوانده است، تشویقش کن. چرا که او لذت اغراق را در درک و فهم تجربه می‌کند و نه زیبایی.

با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
و برای تولدش و سالگرد آشنایی، و همه‌ی اتفاق‌های خوب،
به او کتاب هدیه بده.
به او نشان بده که «عشق به کلمات» را می‌فهمی و درک می‌کنی.
به او نشان بده که می‌فهمی که او فرق واقعیت و خیال را می‌فهمد
و اگر رمانی خیال انگیز را می‌خواند، با این رویاست که دنیایش را کمی به خیال‌هایش نزدیک‌تر کند.

به او، حتی اگر دروغ بگویی، دروغ‌ گفتن‌ات را درک می‌کند.
او کتاب خوانده است.
او می‌داند که انسانها فراتر از واژه‌ها هستند و در رفتارشان،
هزار انگیزه و ارزش و گریز ناگزیر پنهان است.
او لغزش و خطای تو را بهتر از دیگران درک خواهد کرد.

با او، حتی اگر خطا کنی، بهتر می‌فهمد.
او کتاب خوانده است و می‌داند که انسانها هرگز کامل نیستند.

در کنار او اگر شکست بخوری، او می‌فهمد.
او زیاد خوانده است و می‌داند که راه موفقیت،‌ با شکست سنگفرش شده.
او رویا پرداز نیست و با هر شکست، محکم‌تر از قبل کنارت می‌ماند.

اگر با دختری دوست شدی که اهل خواندن بود،
کنارش باش.
اگر دیدی نیمه شب، برخاسته و کتابی در دست، گریه می‌کند،
در آغوشش بگیر.
برایش فنجانی چای بیاور.
بگذار در دنیای خودش بماند.
شاید چند ساعتی برای تو و با تو نباشد،
اما وقتی به حال خود برگشت، کنار تو خواهد نشست و برای تو خواهد گفت.
بفهم که برای او،‌ شخصیت‌های داخل کتاب‌ها، واقعی هستند و وجود دارند

با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
او برایت حرف‌های متفاوت خواهد زد.
و دنیایی متفاوت خواهد ساخت.
غم‌های عمیق و شادی‌های بزرگ هدیه خواهد آورد.
او برای فرزندانت نام‌هایی متفاوت و شگفت خواهد گذاشت.
او به آنها سلیقه‌ای متفاوت و متمایز هدیه خواهد کرد.
او می‌تواند برای فرزندانت تصویر زیبایی از دنیا بسازد.
زیباتر از آنچه هست.

با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
چون تو لیاقت چنین دختری را داری.
تو لیاقت داری با کسی دوست شوی که زندگیت را با تصویر‌های زیبا رنگ زند.
اگر چیزی فراتر از دنیا را می‌خواهی،
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.

و چه بهتر که اهل نوشتن هم باشد…

ترجمه آزاذ از روزماری اورکویکو نویسنده فیلیپینی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

ولنگاری کلامی در شبکه های اجتماعی


پیش نوشت:اگر در این نوشته اشکالی از شیوه نگارش نوشتاری کلمات و پیوسته نویسی وجدا نویسی و یا به کارگیری نادرست و نابجای علائم ویرایشی دیدید؛ بدانید از سواد کم وعقل ناقص بنده است. ومن یکی از هزاران خروجی نخبه و پخمه  آموزش و پرورش کشور عزیزمان ایران هستم که همیشه  در حال اموختنه و گام های کوچکی برای اصلاح  این اشتباهاتش در جهت هر چه بهتر شدن ان ها بر می داره

حقیقتاً اگر غلطی یا اشتباهی به چشمتان خورد بگویید؛ که من شکل صحیحش را یاد بگیرم و اصلاحش کنم.



بی‌حوصلگی و بی‌سوادی در نوشتن چند سطر ساده در گفت و گوی های روزمره مان در چت های تلگرامی بی سوادی مان را داد می زند.

پاک و منزه اند کسانی که تن سعدی و فردوسی و سایر بزرگان پارسی را در گور نمی لرزانند.(ایه جدیدی نیست از خودمه)

(با شما هستم ای کسانی که تعابیری مانند: «بحرفیم»، «بزنگ»، و این فینگلیش‌بازی، ها را در TAYP  انجام می دهید شما زبان فارسی را به نفس‌نفس زدن انداخته اید اف بر شما عبرت نمی گیرید همانا شما از ابلهان وتهی مغزان و تهی از اندیشه هستید.)

اینا رواستثنا قائل شوید.

اصن یه وعضی که نگو و نپرس- پ ن پ اصلا چی فک کردی

بزنگم»،« هنگیدم » ، خخخخخخ

رضا زرین :حمید جان میشه اینجوری ننویسی من خوشم نمیاد عذاب وجدان می گیرم

کاری که تو داری با زبان فارسی می کنی شب های برره و پاورچین نکرد؛شلخته نویسی ات اعصاب منو داغون کرده

حمید:اصن هر ج عشششششق کننننم مگمویم

به قول دکارست:غلط می نویسم پس هستم

 

 


رندی را گفتند قیمه به قاف کنند یا به غین؟ گفت ای برادر، غین و قاف بگذار که قیمه به گوشت کنند. وقتی عبید زاکانی این حکایت را در «رساله دلگشا»یش می نوشت (لابد در نقد اوضاع روشنفکری معاصرش که اصل را ول کرده و به فرع چسبیده)، فکرش را هم نمی کرد 600 سال بعد، روزی برسد که جماعت کثیری از مردمان کشورش چنین حکایتی را (هر چند ناخواسته و نادانسته) مانیفست املاهای غلط و پر از اشتباهشان بکنند اما امروز «کامنت دونی» سایت ها و وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی، پر است از کلماتی که عمدا و گاهی سهوا، اشتباه نوشته می شوند

با دوستانم که در تلگرام و سایر پیام رسان ها گفت و گو میکنم یا سریع می نویسند یا این گونه کلمات را بکار می برند.حالم از تلگرام و اینستاگرام بهم می خورد در حدی که گاهی اوقات می خواهم سه طلاقه شان بکنم اما ......(البته این هم بماند که من هم به این مرض دچار بودم ولی ترک کردم و ترکم داده اند. و و از سوی دیگر تمرین تایپ ده انگشتی می کردم(اینم بهانه ام)

اما توییتر ادم را قصار گو و سخن گوی حاذق به بار می آورد وایضاً چیزهایی دیگری به غیر ازتمرین نویسندگی و....می شود در این فضا یاد گرفت.

ولنگاری کلامی در شبکه‌های اجتماعی زبان فارسی را از شکل انداخته است.(شاهین کلانتری)

هشدار این ولنگاری در توییتر هم می تواند اتفاق بیفتد.و درهمه شبکه های اجتماعی ایضاً

این نشان از همان حرفی است که نیکولاس کار در کتاب (کم عمق ها اینترنت با مغز ما چه می کند؛گفتند) انشالله که از جنبه های مثبت تکنولوژی استفاده کنیم و بهره مند شویم.

 مسئله این است که ما بی‌سوادیم. درد هم این است که دیگر نمی‌توانیم بی‌سوادی‌مان را بیندازیم گردن سیستم حاکم. چون اگر خرد و شعوری داشته باشیم، متوجه می‌شویم که دنیای وب و اینترنت، زیپ دهان ما را برای نالیدن از انبودهی از بهانه‌‌ها بسته است.

ای علفان هرز؛ هر روز بخشی از زمان خود را صرف  قلم فرسایی و کیبورد فرسایی کنید باشد که رستگار شوید؛ همانا خود ارتقا بخشی فکری و شغلی و زندگی معنوی که در پیش رو دارید جز با نوشتن صورت نمی گیرد(کتاب اسمانی رضا زرین سوره نوشتن ایه .....)

بله، کمال خریت اینجوری خودش را نشان می‌دهد: آنلاین باشی، به اقیانوس بی‌کران محتوای آموزشی جهان وصل باشی، اما هیچ غلطی جز ولگردی در شبکه‌های اجتماعی نکنی.

ای قوم زرین ایا ندیدید، آن هایی که از(24)ساعت روزشان را  10 ساعتش را در تلگرام ول معطل بودن خدا با آن ها چه کرد.؟

و یا کسانی که از (24 )ساعت روزشان را 19 ساعتش را در اینستاگرام به دیدن کلیپ های یک دقیقه ای و خبر های دروغین وفیک روزشان رو می گذراندند.سرانجام آن ها را ندیدی؟

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

من عاشق وقار و وصال و فاضلم

از باغ می برند چراغانی ات کنند       تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

 یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند      این بار می برند زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی    شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بین رحیم و رجیم نیست             از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند


                                                 فاضل نظری


کس نیست که گوید به من ای بیهده گفتار                   ای زشت به‌گفتار و به‌کردار و به‌رفتار

این پیشه کدام است که در پیش گرفتی            بر دیده دل نشتر و در پای خرد خار

گشتی ادب‌آموز و بدین گونه سیه‌روز                گشتی سخن‌آرا و بدین‌گونه شدی خوار

                                                           


                                                       وصال شیرازی


دلم ز پیر خرابات چشم آن دارد            که در یک دو لحظه‌ام آسوده زین جهان دارد

دوای بی‌خودی آور، زلال خضر مخواه                چرا که عمر ابد، رنج جاودان دارد


                                                            وقار شیرازی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

درباره منی : شروع جدید در بیان

با تمام کسانی که حداقل یک بار درباره خود نوشته‌اند یا جایی خود را توصیف کرده‌اند هم عقیده‌ایم که درباره خود نوشتن از جملهسخت‌ترین نوشته‌هاست. “درباره من” می‌تواند شرح مختصری از رزومه یا فعالیت‌های کاری باشد، می‌تواند گوشه از عواطف یا احساسات نسبت به پدیده‌ای باشد، می‌تواند داستان کوتاهی از «ته خیارِ» مرادی کرمانی یا جملاتی از «شازده کوچولو» باشد، می‌تواند شعری از «شاملو»، «فرخ‌زاد»، «حافظ» یا چه می‌دانم «فخرالدین عراقی» باشد،یا بیتی از وصال ،وقار ،و یا فاضل باشد. همه این‌ها می‌تواند باشد، و خوب است.
اما این‌ها بند تخلص‌اند، در رفتن از نوشتن درباره خود است، این‌ها  چالش بزرگ توصیف خود را پشت اشعار و متن‌های زیبا پنهان می‌کنند، و اصلاً کار خوبی هم می‌کنند، کم خوانده‌ایم و دیده‌ایم که یک نفر خود را توصیف کند و در بند تواضع یا خودستایی نرود، کم دیده‌ایم که یک نفر خود را بنویسد و همه را بنویسید، کم دیده‌ایم یا اصلاً ندیده‌ایم.
«درباره من» نوشتن، کار من نیست، زحمتش بیافتد بر دوش دیگران، هرکسی به زعم خود «من» را توصیف کند، یکی از نوشته‌هایم، یکی از نقاشی‌هایم، یکی از بدخلقی و بی اعصابیم بعد از یک اتفاق بد، یکی از خوش‌رفتاری‌ام بعد از یک اتفاق خوب. هرچه می خواهند توصیف کنند و هرچه دلشان خواست بنویسید و بدهند به من، اصلاً همین‌جا منتشر می‌کنم؛ من نمی‌توانم درباره خودم بنویسم.
بگذارید «درباره من»، درباره «درباره من» باقی بماند.
محمد حسین انصاری وخودم
اما میگم یه تعریف کوچکی از خودم بکنم حیفه  بقیه اش هم بذار سکرت بماند

پس من یه ادم بی سوادم که همیشه در حال اموختن و یادگیری ام


معلمی داشتیم که میگفت

آن سوال‌های عمیق فلسفی‌ و معنوی‌ را که فقیر پاسخ‌اش را با نگاهی به دستان تهی و شکم خالی و چهره‌ی گرسنه‌ی فرزندان می‌فهمد، ثروتمند «به زور کنکور و درس و کتابخانه» با غرق شدن در کتابهای سخت فهم فلسفی، در بهترین حالت، شاید «حدس» بزند!

فهمیدم که میشه از محدودیت ها خیلی چیزا یاد گرفت.

یکی از دغدغه من در زندگی اموزش و تربیت فرزند

برای توسعه مهارت های خودم و همچنین از ان جا که داشتن وبلاگ ابزاری است برای هویت سازی و برند سازی شخصی مینویسم

من در شبکه های اجتماعی

توییتر

https://twitter.com/Rezachatrzarin

گودریدز

Goodreads



ویرگول
virgool.io/@rezachatrzarin2017

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

چرا در دیزی بازه؟ چرا دم خر درازه؟

پیش نوشت:این نوشته ی کارشناسانه ای نیست و یه مقوله ای که خیلی جای بحث داره مطمئناً هم داره فقط یه چشمکی زدم ؛نه حتی نگاهی یا نیم نگاهی

یه لحظه می خوام بیخیال حفظ نزاکت اخلاقی و رعایت ادب و عفت کلامی بشم حقیقتاً باید ب.ش.ا.ش.ی به این نظام اموزش و پرورشی(ببخشید فقط اموزش) که سوال کنکور بچه های 12 یا 13 ساله این باشه

سوالات تیز هوشان 96

از دختر پسرهای 12 یا 13 ساله ما ببینین چی پرسیدن

کشور های دارای شاخص توسعه انسانی پایین عمدتاً در محدوده تقریبی کدام طول جغرافیایی قراردارند؟

1-بین نصف النهار 15 درجه غربی . 45 درجه شرقی

2-بین نصف النهار 75 درجه شرقی و 120 درجه غربی

20 درجه غربی پایین تر از خط استوا و 30 درجه شرقی یه همچین چیزی بود فک کنم

هر کی خواست بگه این برگه این سوالا رو براش بفرستم.

وقتی تو کشوری که صنعت کنکور آزمایشیش در سال گردش مالیش بالغ بر 1000 میلیارد تومنه وآموزش و پرورش داره خر و مافیای معلوم یا نامعلوم خودش رو کنترل می کنه و می رونه (هوووووش وایستا یاببوووو علفی به کجا چنین شتابان؟ )باید فاتحه اون نظام اموزشی رو بخونیم.

سیر پیشرفت آموزش وپرورش ما درسته که از سی سال گذشته بهتره اما با چه سرعتی ؟ با سرعت اسب یا لاکپشت یا سرعت گیگیلی(کلاه قرمزی)

بهههههههههللللللله خواااااااااننننددددددگاااان وهمراااااااهااااننننننه عزیییییز،لالای لای لالای لای

یکی از دوستان می گفت

به نظرم اگر نظام آموزشی رو بنچمارک بگیریم که ما رو می‌بره دانشگاه و تعطیل‌تر و گیج تر و بی‌سوادتر و مغرورتر و طلبکارتر و بیمارتر از قبل تحویل می‌ده

بابا چه تحویلی چه خروجی؟

فی البداعه اون چیزایی که به ذهنم می رسه سریع میگیم و رد میشم

وقتی یه چیزی مطالبه مردم میشه محصولش مهم میشه

اکو سیستم طبیعی کشور به سمت توجه به اون میره شعار های مردم باید تبدیل به شعور بشه

من برای جلب توجه شعار ها رو از 10 تا ؛سه تاش رو محورش رو اموزش در نظر میگیرم

اما چکار کنیم که خیلی دردشون نمی آید.

مسئولان محترم ،سردمداران،دلواپسان اگر می خواهید دین و زندگی (ببخشید دین و کنکور) را بچه های این مملکت یاد بدهید این راهش نیست به خدا

اگه میخواهیم به زبان قران علاقه مند بشوند اموزش قواعد اعلال عربی در کنکور(نخندید تو رو خدا) کدوم عاقلی از این دفاع می کنه نمیدونم؟

چرا در گنجه بازه؟ چرا دم خر درازه؟

ای کسانی که مدام به زمین و زمان فحش می دهید تا به حال در زندگیتان هیچ ........ خورده اید.

بریم یه فیلمی کوتاه ببینیم برگردیم

صدا وسیمای ما

مادر به پسرش: پسرم درس هاتو خوندی؟

پسر:نه مادرم پشتیبانم با هم تماس میگیره به من میگه کی غذا بخور،درس بخون و کی برو دستشویی (همون ری..........ن خودمون)

بماند که رسانه ملی فقط یک شبکه رو در اختیار و خدمت بچه ای مردم گذاشته باشه که بگه چکار بکن چی خوبه و در اخرشم اعلام سی دی های ما را بخرید .

مقابل اون هم که بند 30 قانون اساسی که اموزش رایگان فلان ..... کششککککککککک

نظام اموزش نه پرورش

هم هر وقت خواستن درستش کنند دو دسته نگاه وجود داشته

اقای روحانی غرب زده.......

البته این هم بماند که من وامثال من نسل سوخته ایم اما همیشه سعی ما این بوده که از این قشر فاصله بگیریم هم میتونم بگم دیر شده برای من امثال من و هم نه

خداوند متعالى در کتاب خویش حتى در یک آیه از بندگان نخواسته تا کورکورانه به او و آنچه از جانب اوست ایمان بیاورند، یا ندانسته در راهى قدم نهند به تفکر وتعقل دعوت می کند.

ای مردم بدانید و اگاه باشید که خرج کردن پول هایتان برای این صنعت از دروغ ،زنا،گناهان کبیره بدتره همانا رستگارترین شما ان هایی هستند که تدبر و تامل می کنند در کارهایشان(صبر کنید یه ایه جدیدی نیست از خودم بود.)

راه های زیادی برای مواجه نشدن با این غول(کنکور است) خلاصه هر کی همفکری خواست دوستان در خدمت هستند.

غزلهای ناب

ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط!

خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط!

سال ها تدریس می کردم خطا را با خطا

سال ها تصحیح می کردم، غلط را با غلط!

بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق!

خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوی غلط!

دین اگر این است ! بی دینان زِ ما مؤمن ترند

این مسلمانی ست آخر؟ لا غلط الّا غلط !

روز اوّل درس مان دادند، یک دنیا فریب

روز آخر مشق ما این بود: یک عُـقـبا غلط!

گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود

شیخــنا فرمود امّا یا خطا شد یا غلط!

گفتم از فرط غلط ها دفتر دل شد سیاه!

گفت می دانم غلط داریم آخر تا غلط !

روی هر سطری که خواندیم از کتاب سرنوشت

دیده ی من یک غلط می دید و او صدها غلط!

یا رب از تو مغفرت زیباست، از ما اعتراف

یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط!

پی نوشت:

علی عبدالعالی یه چند باری اومده تو تلویزیون اینا رو گفته اما نمیدونم چی شد

کانال اپارات

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین

ویژگی های یک دختر متعادل

از کشفیات

رفتار دختر متعادل با جنس مخالف(ببخشید جنس مکمل) چنان باید باشد که آدم شایسته در نرود و آدم ناشایست ور نرود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

رویای بی تکرار

اخه یه اهنگ چقد میتونه زیبا باشه ؟چقدر یه شعر می تونه قشنگ باشه؟تا این حد دیگه ندیده بودیم

تو آمدی از راه
در آن شب بی ماه
همراه تو دنیا
با من قدم میزد

تو با منی انگار
آرامشِ دیدار
رویای بی تکرار
در خوابِ من بیدار

هر شب با تو بیدار بیدارم

نه ممکن نیست چشم از تو بردارم

هر شب با تو بیدار بیدارم

رویای بی تکرار

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
برقص تا برقصیم توییتری تا دستگیری مائده هژبری و نگاهی به فیلم موستانگ

برقص تا برقصیم توییتری تا دستگیری مائده هژبری و نگاهی به فیلم موستانگ

این نوشته تلفیقی از نوشته های ویرگول دوستانم و خودمه البته قسمت فیلمش برای بنده است.جهت حفظ حقوق نوسینده این مطلب نام دوستان را هم می اورم


«رقص» «ما» و «آن ها»

من که کاره‌ای نیستم برای آقایان تعیین و تکلیف کنم، صلاحت مملکت خویش خسروان دانند؛ اما به گمانم اگر حاکمیت در صدد کِش آمدن آستانه تحمل مردم در برابر فشارهای عدیده سیاسی و اقتصادی است؛ لاجرم باید بند را در موضوعات فرهنگی آب بدهد! تنگ کردن قفس تا نقطه خاصی موجب تراکم محبوس می‌شود از یک نقطه‌ای به بعد موجب شکستن قفس می‌شود. اسلاونکا دراکولیچ – روزنامه‌نگار و از اعضای مؤسس کمیته اجرایی اولین شبکه گروه‌های زنان اروپای شرقی- در کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» نقل می‌کند:

« اما قبل از اینکه سخنرانی‌ام را شروع کنم یک نواربهداشتی و یک تامپکس(نواری که داخل..... استفاده میشه) از کیفم درآوردم، آن‌ها را بالا گرفتم تا حضار ببینند، و گفتم: من تازه از بلغارستان رسیده‌ام و باور کنید زنان در آن‌جا نوار بهداشتی و تامپکس ندارند، هرگز نداشته‌اند ]...[ منݤ این را یکی از دلایل شکست کمونیست می‌دانم، چون این سیستم در تمام عمر ۷۰ ساله‌اش نتوانست نیازهای اولیه نیمی از جمعیت را تأمین کند.» ترجمه رؤیا رضوانی، نشر گمان.

اما چند نکته‌ی نه‌چندان علمی درباره رقصی که گریبانمان را گرفت:

  • رقص، ادبیات جنسی،‌ شراب، غنا، هزلیات و بزم‌هایی که در آن مطلوبات حاکمیت رخ نمی‌دهد، پیش ازآن‌که به شبکه‌های اجتماعی و #تهاجم_فرهنگی مربوط باشد، ریشه در فرهنگ ایرانی و خاطره جمعی او از اجدادش دارد و فرهنگ اساساً چیزی نیست جز پاسخ‌های مقتضی به نیازهای انسان در بستر جامعه که در مرور سال‌ها رنگ آئینی و هویت مستقل یافته است. شاید انسان در برهه‌هایی به بهانه fictionهایی خاص؛ از نیازهای طبیعی خویش عدول کند (مثل اجتناب از سکس توسط کشیش‌ها) اما باید دانست این موضوع نباید به گزاره‌ای همه‌شمول و زمان شمول تبدیل شود. علاوه بر نیازهای بدنی که انسان‌ها سال‌ها در پی پاسخ‌هایی روزبه‌روز بهینه‌تر بدان بودند، نیازهای ذهنی انسان‌ها نیز قبل از آنکه ادیان سر برآرند توسط خودشان پاسخ داده می‌شد؛ مناسک جمعی، رقص‌ها و آوازهای فولکوریک، آئین‌های قبیله‌ای،‌ داستان‌ها و افسانه‌هایی که در خلال سابقه جمعی آن قوم یا قبیله ابداع‌شده یا به عاریت گرفته‌شده حاکی از این امر است. نکته این موضوع این است که قوم به‌خصوصی را نمی‌توان یافت که رقص محلی یا ساز محلی خودش را نداشته باشد؛ ممکن است برهه‌هایی به علت مذهب، افسانه یا دلیلی خاص، فاصله گرفته باشند اما هیچ‌گاه رها نمی‌شود زیرا رهنمون غریزی دارد.
  • حال که جامعه‌ای جهانی داریم، طبیعی است که انتظار برود رقص‌هایی جهانی داشته باشیم، آوازهای جهانی بخوانیم و الگوهای جهانی داشته باشیم. در این میان بندهای درونی مذهب، در امروز ایران به ضعیف‌ترین حالت خویش رسیده است. ایرانیان، به‌خصوص جوانان که خاطره‌های ضعیف‌تری دارند و هویت خویش را دیگر بر اساس هویت خانوادگی، مذهبی، قومی و ملی تعریف نمی‌کنند؛ دوباره بازگشته‌اند به نیازهای اصلی خویش و پاسخ‌های خود را اکنون از جامعه‌ای به گستردگی جهان ارتباطات جست‌وجو می‌کنند و دنبال بهینگی هستند.
  • نکته دیگر درباره این «خود اظهاری» نوجوانان و جوانان در شبکه‌های اجتماعی است، رقص در خانواده ایرانی جایگاه خودش را داشت اما چه شد که سر از اینستاگرام درآورد؟‌ به گمانم پاسخ را در همان هویت‌یابی باید جست؛ روزگاری هویت از طریق خانواده به نسل بعدی منتقل می‌شد. نوجوان ایرانی حال که بناست هویت را از جامعه‌ای جدید بجوید دست به خود اظهاری برای کسب این هویت می‌زند و این پدیده لزوماً پدیده مذمومی نیست به‌شرط آن‌که وارد حیطه رفتارهای خطرناکی همچون مصرف دخانیات، خشونت، مشروبات الکی و قسم پنهان‌تر آن، ازدیاد فاصله طبقاتی نشود.
  • امروز اما بسیار فرق می‌کند، تقابل ملت و حاکمیت اکنون به تقابل ما و آن‌ها رسیده است؛ روا داری از دو طرف ماجرا کاسته شده و این‌چنین است که روح مبارزه‌ای در میان احساس می‌شود؛ در این مورد خاص #برقص_تا_برقصیم شاید فرم لطیفی داشته باشد اما ناشی از یک خشونت نهفته و محتوایی مبارزه‌طلبانه با تصمیم گیری‌های حاکمیتی است. مورد #مائده_هژبری را با ریحانه طراوتی مقایسه کنید. ریحانه طراواتی و دوستانش آن موقع که آهنگ Happy از فارل ویلیامیز ترند جهانی شد و دستمایه رقص عده زیادی در کل جهان گشت، با این آهنگ در پشت‌بام خانه‌شان رقصیدند و ویدئو آهنگ را منتشر کردند که با نیروی انتظامی کمتر از دو یا سه روز اقدام به دستگیری آن‌ها و اعتراف گیری تلویزیونی کرد. البته که موج مذمت و اعتراضی نیز شکل گرفت اما هیچ‌گاه زنان میان‌سال، مادران، دختران، مردان و خانواده‌هایی برای حمایت از او نرقصیدند و ویدئو آن را منتشر نساختند؛ می‌خواهم بگویم حتی جنس مقابله و واکنش نشان دهی نیز متفاوت شده است.
  • معمولاً اجازه اظهارنظر در مورد پدیده‌های روزمره را به خودم نمی‌دهم زیرا از تمام ابعاد ماجرا خبر ندارم؛ اما در خصوص #مائده_هژبری باید بگویم که شاید در ظاهر یک دستگیری و اعتراف گیری برای جرم نکرده باشد اما در پنهان دارد به این تقابل ملت-حاکمیت نهیب می‌زند، به‌نوعی مرز افتراق ما و آن‌ها. کسی از این عمل دفاع نکرد و همه خود را مبری از آن دانستند، «ما» همه ناراحت بودیم که چنین اتفاقی افتاده است؛ اما چه کسی آن را انجام داد؟ «آن‌ها»! آنها چه کسی هستند؟ حزب؟ دولت؟ حاکمیت؟ مائده گوشت قربانی این تقابل شد تا به «ما» یادآوری شود که هنوز «آن‌ها» هستند که بر اوضاع تسلط دارند
نوشته دوم
وسط این آشفته بازارِ بازار، وسط این همه بحث و جنجال نجات اقتصاد از یوغ یه عده مفت خور وطن فروشِ نامرد، وسط این همه دعوت به وحدت و همدلی برای حل مشکلات اقتصادی، یه دختر که سه سالی هست اون اکانت اینستاگرامشو داره رو میگیرن مینشونن روی صندلی میگن اعتراف کن!

اینکه اون کار اشتباهی کرده درست! اما آخه الان وقتش بود؟! بر فرض اینکه باید بازداشت می‌شد و شد، دیگه نمایشش توی رسانه ملی چه کاری بود آخه؟! ما تو زمین دشمن کار میکنیم و از تو زمین دشمن دفاع میکنیم نمیزاریم دشمن توپ رو حتی از یک سوم میانی زمین بیاره سمت زمین ما اونوقت یه عده عزیزِ گرانقدر جوری گل به خودی می زنن که اون دشمن هم میگه اََاَهههه ایول باابااااااااا!!! چه حالی دادی!

جالبیش اینجاست جلوش نشستن میگن تو چرا آموزش می دادی؟!؟! بابا درسته تروریست زیاده اما خداوکیلی اینقدر هم ارزش نداره این ضایع بازی ها.حقیقتا من تا بعد از پخش اون ویدیو از صداوسیما اصلا نمیشناختم این خانم رو و فقط میدیدم دوستانم اکانتی به نام mahimaede رو در اینستاگرام فالو میکنن اما خب به لطف صداوسیما الان دیگه یک اکانت نیست که این رقص هارو داره بلکه 20 از کنارش تمام رقص ها رو گذاشتن با جزئیات بیشتر. این بود مقابله با بی عفتی در جامعه؟ شما ایجاد نکن نمیخواد مقابله کنی جانِ عزیزت.

اینکه فرهنگ رو باید سفت چسبید که وسط این همه آشفته بازارِ اقتصاد درست! اما چرا سرانه گیر دادن به این مساله ها همیشه بالاتر از مساله اقتصاده خدا میدونه. گاهی بدجور دل آدمو میزنید عزیزان!! گاهی حال آدم از انقلابی گرایی شما به هم میخوره عزیزان!! ای کاش بعضیا نباشن که اگه نباشن خیلی خیلی از مشکلات به خودیِ خود حل شده و میشه . به قول مهران مدیری، تو که عرضه نداری بتمرگ خونت!

اگه نمیتونی درست و حسابی گزارش عملکرد بدی و کنداکتور با محاسباتت نمیخونه و مجبور میشی این کارا رو بکنی بهت پیشنهاد میدم وسط تابستون اصلا سر کار نیای اذیت میشی واقعا. آخه یه ذره برای آدم جای دفاع بزارید از خودتون در مقابل اون رسانه های اپوز!!! بخدا راه دوری نمیره.

جای دردناکش اینجاست که این قضیه مال یه ماه پیش بوده الان نمایش میدن مصاحبه رو!!


به جاش میتونستن اینا رو دستگیر کنن ناه این بنده خدا رو

ملیکا تهامی / سحر تبر / ممد لمینت و قشنگش / اون پسر لب پروتزیه / نامدار / امیر سام / هانیتا و...

ببینید دوستان جرم این دو نفر انتشار محتوای مجرمانه بوده و از اونجایی که ما هممون میدونیم تو پیج این تو نفر چی انتشار داده میشده میتونیم بفهمیم ک منظور از محتوای مجرمانه در اینجا تهییج های سیاسی یا صحبت های ضد دین یا اعمال خشونت آمیز و آموزش ساخت بمب نبوده توی این سیستم رقص میشه اشاعه فحشا .

خوب تا اینجاش میگیم کارتون خیلیم درسته جلوی گمراه شدن جوون های مملکت رو با دیدن چند تا رقص از یک دختر ۱۷ ساله گرفتین (اون همه کانال پورن هم جوون هارو گمراه نمیکنه فقط رقص بده) . ولی سوال من اینجاس چرا رقص این دو نفر فحشا حساب میشه و به صورت گاز انبری دستگیرشون میکنید.

که واقعا و در نهایت حد ممکن دارن فحشا رو ترویج میکنن میرن پارتی ویدئو میذارن مشروب خواری میکنن فیلمشو پخش میکنن با ثروتشون فخر فروشی میکنن (یکی از منفور ترین کار ها توی قرآن در داستان حضرت موسی و قارون ) و اینقدر این وضع فاجعه شده که حتی فالور هاشونم دیگه به فساد اینا اقرار کردن رو نمیگیرین ؟؟؟؟

واقعا شرم آوره چند وقت پیش کلیپی دیدم از چند تا از همین شاخ های مجازی که کاری ک داشتن میکردن با فیلم پورن و اعمال جنسی تفاوتی نداشت .

به نظر شما یه دختر ۱۷ ساله یتیم که میرقصه فسادش بیشتره یا همچین حیوون هایی ک توی اینستا دارن جولان میدن .

نکته جذاب دیگه اینه که توی همین گیر و دار وزیر اطلاعات کشور نطق میکنن که با مفسدان اقتصادی برخورد قهری نکنیم . چه کاریه ؟ نازشون کنیم بوسشون کنیم پول مردم و مفت مفت بدیم اینا ببرن خارج از کشور عشق و حال کنن اختلاس کنن . اصلا چرا باید با مفسد اقتصادی برخورد کرد؟ گناه دارن بخدا زحمت کشیدن اختلاس کردن حقشونه این پولا .

حالا اینجا من یه سوال دارم از حضور مقام قضایی محترم

جناب مقام قضایی ! آیا برخورد به این شدت (دستگیری و پخش تلوزیونی ) با یک دختر ۱۷ ساله که فقط میرقصید واجب تره . یا نون و آب مردم

مقام قضایی محترم عاجزانه ازتون تقاضا دارم توی این برهه حساس که کمر همه مردم از نظر اقتصادی زیر بار چرخ ایستاده اقتصاد داره خورد میشه وقت با ارزش مردم رو (چون وقت قضاوت مال قاضی نیست حق مردمه ) برای دستگیری یک دختر ۱۷ ساله ی یتیم که میشد با چند تا تشر و ترسوندن یا حتی فرهنگ سازی کردن براش جهت کاراشو عوض کرد رو هدر ندید و بجاش وقتتونو بذارین روی دستگیری "ب ز" ها و "جیم دال" ها .

پی نوشت : امثال بابک زنجانی ها برای حفظ آبروشون همه کار کردن از مخفف کردن اسمشون تا شطرنجی کردن چهرشون ولی یه بچه رو بردن توی صدا سیما ازش مصاحبه گرفتن تو پیجش بنر زدن و ...

پی نوشت دوم : شما رو به خدا قسم میدم اولویت بندی کنین کاراتون مملکت شده شبیه کاریکاتور ...


اما امروز فیلم موستانگ رو دیدم 

من هم از ابعاد تمام ماجرا مائده خبر ندارم پس قضاوت نمی کنم اما ......به قول دوستان به اعتراف گرفتنه تو صدا سیمای و خودمان کار دارم

«اسب وحشی» یکی از نامزدهای بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار ۲۰۱۶ بود که داستان دردناک پنج خواهر ترکیه‌ای را در مقابله با تعصبات فرهنگی محل زندگی‌شان روایت می‌کند.

«اسب وحشی» روایت بلوغ فکری پنج‌ خواهر نوجوان و تصادفشان با حقیقت زندگی فرهنگی و سنتی جامعه‌ای است که محاصره‌شان کرده است،

این پنج خواهر مو بلند و زیبا اگرچه در روستای سرسبزی در ترکیه زندگی می‌کنند که انگار نور خورشید و ورزش‌ بادهایش انرژی و لطافت دیگری با تمام نقاط دیگر جهان دارد، اما در دل این روستا آنها باید با سنت‌ها و افکار کهنه، کثیف و عقب‌افتاده‌ای مواجه شوند که آنها را «زن» می‌داند. کلمه‌ای که در فرهنگ‌لغت این منطقه به عنوان جنسی است که دوران کودکی‌‌‌شان در یک چشم به هم زدن تمام می‌شود و بعد از آن باید آشپزی کردن و جارو کشیدن یاد بگیرد، با پسری که نمی‌شناسد و دوستش ندارد ازدواج کند و هرچه زودتر دوتا بچه‌ی قد و نیم‌قد به دنیا بیاورند. در این فضای فرهنگی محدود و بسته، دختران نیروی خطرناکی هستند که ظاهرا عقل و درک ندارند، 

«اسب وحشی» درباره‌ی سنت‌‌ها و افکار غلط و منزجرکننده‌ای است که خودشان را مقدس و بااهمیت هم می‌دانند و این چیزی است که حرص آدم را بیشتر از هرچیزی درمی‌آورد. فیلم اما خوشبختانه نگاهی خارجی به این اتفاق ندارد. یعنی در طول فیلم هیچ‌وقت احساس نمی‌کنید کسی بیرون از دنیای این آدم‌ها، دوربینش را به سمت آنها گرفته، بلکه فیلم حاصل نگاه کسی است که یا آنها را تجربه کرده یا در اطرافش دیده است.

فیلم ایرانی دلم میخواد رو هم در مورد قر دادن کمره برید ببینید

و البته فیلم های عبدالرضا کاهانی بیشتر های شون توقیق شدن و به دنبال تابو های جامعه میره و ازشون فیلم می سازه

میتونید ببیند

فیلم سه رخ جعفر پناهی هم که در هفتاد و یکمین جشنواره بین المللی فیلم کن، نخل طلایی بهترین فیلمنامه را برای جعفر پناهی به ارمغان بیاورد.

میتونید برید ببینید.

پی نوشت:

دوستان محمد حسین انصاری 

میلاد حضرتی

ادامه دارد....................................


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین

مُصحف ناطق،حضرت صادق

مُصحف ناطق،حضرت صادق

از امام صادق یه حدیث تو ذهنمه همیشه چون شکی ندارم که راسته و مصداقش در زندگی ماها


هر گاه شخصی کسی را برای گناهی سرزنش کند نمیرد تا خود به ان گناه مرتکب شود....(حیرت انگیزه )
پس کلاه خودتونو قاضی کنید

 ما با قضاوت در مورد دیگران بیش از هر چیز، نظام ارزشی خودمان را آشکار می‌کنیم. 


قضاوت اجتناب ناپذیر است و نمی‌توانیم به دیگران بگوییم: قضاوت نکن یا اینکه خودمان تلاش کنیم قضاوت نکنیم.

ما همیشه قضاوت خواهیم کرد. اما، نتیجه‌ی قضاوت‌، عملاً برون‌ریزی نگرش‌های ذهنی و چارچوب ارزشی خود ماست، نه واقعیت شرایط و زندگی دیگران.

در بین تمام حدیث هایی که خرافی وارد دین ما شدن به وجود این یکی شکی ندارم چون برای من و دوستانم هم اتفاق افتاده 
یه جایی رامبد جوان هم بهش اشاره کرده
ویدیو رو اینجا ببینید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین