خدایا تو را سپاس بر پرده پوشیت بعد از اگاهیت وبر عافیت بخشیدنت پس از دانستنت

۳ مطلب با موضوع «نامه ای به فرزندم» ثبت شده است

نامه ای به فرزندم در باب تفکر

نامه ای به فرزندم در باب تفکر

نوشته (نامه ای به فرزند)هیچ ربطی به تصویر مطلب نداره فقط یه معرفی کتابه  برای خالی نبودن عریضه معرفیش کردم؛ که همچین کتابی هم هست.این کتاب حاوی نامه های مفاخر تاریخی و مشاهیر معاصر در عرصه های فرهنگ و جامعه، زبان و ادب فارسی، هنر و علوم و فنون  که به فرزندانشون نوشتن رو میتونید از شهر کتاب انلاین تهیه کنید.

قیمت کتاب 98000 تومان در شهر کتاب انلاین میتونین سفارش بدین


نویسنده این نامه اقای محمد غلامی هستش ولی من بازنشرش می کنم در کنار سری نامه های که به فرزندم نوشتم.

نامه اول :هیچ گاه به مدرسه نرو

نامه دوم: درباب عشق


نامه ای به فرزندم

نامه

سلام فرزند عزیزم

نمی دانم من زیاد فکر می کنم یا اینکه مردم ما کم فکر می کنند. هر چه که هست من زیاد فکر می کنم. فکر فکر فکر و فکر. با اینکه می گویند فکر کردن سخت ترین کار دنیاست اما من از این کار سخت خوشم می آید. به نظر من کسی که فکر نکند هیچ ارزشی در دنیا ندارد.انسان موجودیتش به فکر کردن است. اگر انسان فکر نکند پوچ و پوک می شود مثل گردوی پوکی که فقط به درد این می خورد که زیر پا له کرد و آن را در آتش انداخت تا بسوزد. مثل مگس مزاحمی که با مگس کش روزی بر سرش خواهند کوبید و نابودش خواهند کرد. این سخن آنقدر روشن است که حتی نیازی به فکر کردن و استدلال هم ندارد.

البته فکر کردن معنی اش این نیست که مثل دیوانه ها و افسردگان در گوشه اتاق بنشینیم و به یک نقطه خیره شویم و بدون هدف لحظه ها را هدر بدهیم و یا اینکه به امور بی معنی و بی خاصیت فکر کنیم. فکر کردن معنی بلندی دارد و ارزش زیادی هم دارد. انسانها بدون تفکر هیچ ارزشی ندارند. قرآن کریم وقتی در باره انسانهای پست و جنایتکار صحبت می کند آنها را ملامت کرده و به آنها  می گوید: چرا فکر نمی کنید؟! چرا عقل تان را به کار نمی اندازید.

انسانها تنها برتری شان بر حیوانات به خاطر فکر کردنشان است. اما امروز با اینکه آدمها سواد دارند ولی فکر و اندیشه ندارند. آنها مرتب می خورند و می خوابند و می پوشند و کار می کنند اما فکر نمی کنند. هم قرآن کریم و هم انسانهای حکیم و دانشمند، اینجور انسانها را که هرگز در کارهایشان فکر نمی کنند جاهل، نادان و احمق می دانند. ربطی هم به میزان سواد و تحصیلات آنها ندارد. اگر کسی کار احمقانه و بدون خاصیتی انجام دهد مثل حیوانی می ماند که فقط خوردن و خوابیدن و جفت گیری بلد است.

اگر مردم عمل زشتی را انجام می دهند یا لباس نامناسبی را می پوشند یا با دیگران با زشتی سخن می گویند و دیگران را مسخره می کنند یا به دیگران آزار می رسانند یا با پدر و مادرشان به زشتی و درشتی سخن می گویند به خاطر این نیست که آنها سواد ندارند یا پول ندارند یا عقل ندارند بلکه به خاطر این است که آنها فکر نمی کنند و جاهلانه زندگی می کنند. انسان جاهل دقیقا مثل حیواناتی هستند که خوب و بد را تشخیص نمی دهند. قرآن کریم نیز به همین خاطر انسانهای جاهل را که چشم دارند ولی نمی بینند و عقل دارند ولی با آن فکر و اندیشه نمی کنند مانند حیوانات و حتی از حیوانات هم پست تر می داند.

الان مردم خیال می کنند چون کامپیوتر و موبایل دارند یا لباسهای گرانقیمت می پوشند و پیتزا می خورند پس از گوسفندان بهترند و باید به آنها احترام گذاشت در حالیکه اینطور نیست. تنها کسانی شایسته احترامند که هر روز در باره کارهای خود فکر کنند. اگر کسی به درختان و جنگلها آسیب می زند و آنها را آتش می زند، اگر کسی به دیگران دروغ می گوید و اگر کسی کاری خلاف قانون انجام می دهد و کارهای زشت و خلاف اخلاق انجام می دهد معنایش آن است که این شخص دقیقا به یک حیوان پست و بی ارزش تبدیل شده است و هیچ احترامی ندارد.

فرزند عزیزم! متاسفانه امروز زندگی کردن مثل انسان خیلی سخت است. می دانی چرا؟ برای اینکه در اطراف تو هزاران موجود بدون فکر زندگی می کنند که شبیه انسانند ولی در واقع انسان نیستند و کارهایشان بر خلاف عقل ادب اخلاق و اندیشه است و برای همین ما را هم مجبور می کنند مثل خودشان زندگی کنیم. یعنی اینکه فکر را در خودشان کشته اند و به نوعی حیوان دوپا تبدیل شده اند و ما هم اگر در رفتارها و سخنان خودمان فکر نکنیم یک روز مثل آنها خواهیم شد. خداوند همیشه هشدار می دهد که سعی کنید مثل انسانهایی نباشید که بدون فکر زندگی می کنند و از کارهای غلط همدیگر پیروی می کنند.  خداوند کسانی را که زیاد فکر می کنند و مثل مردم بی ایمان و کثیف رفتار نمی کنند پاداش زیادتری می دهد.

فرزندم! شاید خیلی از حرفهای این نامه برای تو زود باشد و شاید بعضی از آنها را نفهمی، چون هنوز از دنیای بزرگسالان چیزی نمی دانی ولی مهم نیست. بالاخره یک روز بزرگ می شوی و معنی این سخنان را می فهمی. مثلا خیلی از مردم کارهای زشت خودشان را به گردن دیگران می اندازند و به اصطلاح روانشناسان فرافکنی می کنند. خیلی از مردم به خاطر کارهای زشت و احمقانه ای که می کنند هر روز دیگران را سرزنش می کنند یا پدر و مادرشان را مقصر می دانند یا معلم را مقصر می دانند یا به دولت فحش می دهند و او را مقصر می دانند یا به کشورهای دیگر فحش می دهند و آنها را مقصر می دانند همه اینها به خاطر آن است که اصلا فکر نمی کنند. وقتی فکر نمی کنند پس راحت ترین راه را انتخاب می کنند و گناه کارهایشان را به گردن دیگران می اندازند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
نامه ای به فرزندم در باب عشق

نامه ای به فرزندم در باب عشق


نامه ای به فرزندم: در باب عشق

 

سنت نوشتن نامه ای به فرزند را از محمد رضا شعبانعلی و عین صاد دو معلم بزرگم یاد گرفتم

محمد رضا سری نامه های که به رها نوشته ؛و در مورد عین صاد هم که کتاب نامه های بلوغ رو که برای فرزندانش نوشته رو خوندم.
پیش نوشت:
نام یوسف و سپاس اسامی خیالی هستند که برای فرزندانم انتخاب کردم ؛یوسف نام زیبایی است و سریالی که در دهه هشتاد از شبکه یک پخش می شد را خیلی دوست داشتم؛ و از همان چند سال قبل تصمیم گرفتم. نام یکی از فرزندانم یوسف و نام دیگری سپاس. این نام را هم برای این انتخاب کردم که هر گاه نام او را می برم شکر خدا را به جای اورده باشم و همیشه یاد او باشم
به نام خداوند نیلوفرین ستایش ز بهر تو ای بهترین
تاریخ 1/4/1397
سپاسم یا یوسفم سلام
این نامه ای است برای تو
تویی که اولین میوه قلب من هستی
(فرض کردم که اولین فرزندم پسر است)
تنها کاری که مرا به نوشتن این نامه های وا می دارد دغدغه تربیت توست وگرنه همانند سایر دوستانم به جای این که این دغدغه را داشته باشم از 24 ساعت روزم را یا 10 ده ساعتش را در شبکه های اجتماعی (تلگرام،اینستاگرام ،توییتر،) بودم یا هم مسیر 17 شهریور را تا چهار راه مخابرات را برای چشم چرانی 20 دور میکردم

امیر والاى من! جوانمرد باش ... یادت باشد مردانگى به مذکربودن ربطى ندارد. مردانگى یعنى هرکسى را به حریم خود راه ندهى و یعنى اصول رابطه را بدانى؛ تا وقتى از احساست مطمئن نشدى، کلام عاشقانه بر زبان نیاور. والا جان، قبل از شروع ارتباط بدان از زندگى و رابطه چه مى‌خواهى؛ چون اگر ندانى، هم خودت سردرگم می‌شوى و هم طرفت را سردرگم مى‌کنى. تو دربرابر دل‌بستن طرف مقابلت مسئولی؛ پس مبادا اگر به او حسى ندارى، بیخود و از سر عادت ابراز عشق کنى و مبادا او را عزیزدل خطاب کرده و پایبندش کنی، اما خودت گریزپا بشوى. مردانگی یعنى غرور یک زن را جریحه‌دار نکنى، براى اعتمادش حرمت قائل بوده و برایش امن باشى. مردانگى یعنى وقتى با همسرت وارد جمعى می‌شوى، تنها نگاهت به او باشد؛ یعنى با غرور دستش را بگیرى و نوازشش کنى و او احساس کند بانوى بى‌همتاى قلب توست. مردانگى یعنى وقتى از خطاى تو چشم پوشید، متوجه باشى و آن را تکرار نکنى و به او فرصت گفت‌وگو بدهى. مردانگی یعنى شرفِ رابطه داشته باشى، نه اینکه هر وقت گلى رنگین‌تر مدهوشت کرد، عطر گل خودت یادت برود و او را رها کنى تا پژمرده شود. مردانگی یعنى کارى نکنى که به‌خاطر لحظاتى خوشگذرانى، صورت همسرت که مثل گلِ همیشه خندان بود، غرق غصه شود. مردانگی یعنى بدانى رابطه دوسر دارد و براى شروع و خاتمه‌اش هر دو باید با هم گفت‌وگو کنید و اگر مى‌خواهى رابطه‌اى را تمام کنی، مثل یک مرد دلایلت را بگویى و به طرف مقابلت فرصت ابراز احساساتش را بدهى؛ یعنی یادت بیاور که برای به‌دست‌آوردنش چقدر تلاش کردى و حالا هم براى پذیرش نسبى شرایط به او فرصت بدهی. پسرم! مردانگى یعنى امروز نگویى عشقم و فردا از آن، فارغ شوى و بروى پى زندگى‌ات. چون همسرت کلمه «عشقم» را از زبان تو با گوش دلش مى‌شنود پس کارى نکن گوش دلش کر بشود و نخواهد بشنود.
والاى من، همیشه یادت باشد زمین گرد است همیشه یادت باشد ...می خواهم بیشتر بگویم و بنویسم اما نامه های زیادیست که برایت اماده کرده ام و خواهم نوشت.
همیشه سعی ام بر این بوده که اگر عمری بود و اگر قصد ازدواجی داشتم پدر خوبی برایت باشم و در انتخاب مادرت هم بهترین تصمیم را می گیرم تصمیمی عاقلانه و خردمندانه،تو هم سعی کن که در انتخاب همسرت عجول نباشی و معیارت برای ازدواج پول ،خانواده ، اندام موزون و زیبایی نباشد. که بلاهت در زنان زیبا موهبتیست. شوهران بسیاری را میشناسم که از بلاهت زنانشان به وجد می آیند و آن را نشانه ای از معصومیت کودکانه ی آنها می دانند. زیبایی چه معجزه ها که نمیکند!

نقص عقلی زنی زیبا به جای آنکه توجه ها را از او برگرداند، جذاب ترش میکند

بماند که این خودش نامه ای دیگری است.

پی نوشت:قسمتی از متن از احمد حلت است و مابقی از خودم

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
نامه ای به فرزند اینده ام، هیچ گاه به مدرسه نرو

نامه ای به فرزند اینده ام، هیچ گاه به مدرسه نرو

علیرغم اینکه از کپی کردن مطالب دیگران بیزارم، اما اعتقاد دارم بعضی نوشته ها اونقدر جذاب و اعجازگر هستن که کپی نکردنشون یه جورایی خیانت محسوب میشه!

مخصوصاً وقتی که مطلبی رو میخونی و می بینی که نویسنده، دقیقاً زده به هدف و زخم کهنه ای که مدتها روی دلت بوده و نمی تونستی در قالب کلمات بیان کنی



نامه ای به فرزند آینده ام

فرزندم اکنون که این نامه را برای تو مینویسم هنوز با مادرت آشنا نشده ام و نمیدانم کی قرار است آشنا شوم.به هر حال هم مادرت و هم تورا بسیار دوست دارم.راستش را بخواهی هم اکنون شرایط ازدواج هم ندارم ولی امید دارم که بزودی همه چیز را روبراه میکنم.پدرت در خانواده ی بسیار فقیری بدنیا امده و خب میدانی این برای من یک موهبت بوده است زیرا باعث شده است که به خودم بیایم و روی شناخت خود و جهان هستی وقت بگذارم شاید اگر رفاه نسبی ای داشتم هم اکنون بجای اینکه این سطور را برای تو بنویسم در حال دور دور در خیابان بودم و مسلما دغدغه ی تربیت تو را هم نداشتم.

فرزندم پدرت هم اکنون در حال طی کردن اخرین روزهای ۲۲ سالگی عمر خود است و همانطور که میدانی اخرین مدرک تحصیلیش لیسانس است به حرفهای من فقط فکر کن و آنها را بدون فکر خود نپذیر.فکرت هر چه باشد برای من محترم است..نمیخواهم وقتت را به نصیحت بگذرانم منتها میخواهم به تو بگویم که ای فرزند دلبند من هیچگاه به مدرسه نرو و هیچگاه قدم در هیچکدام از مدارس انتفاعی ، غیر انتفاعی ، تیزهوشان ،کم هوشان و غیره نخواهی نگذار.نه اینکه بخواهم خدایی ناکرده تو را مجبور کنم.این صرفا یک پیشنهاد است و تصمیم نهایی با توست.من فکر میکنم سیستم اموزشی تو را محدود به نمره و مدرک میکند و عمرت را تباه میکند.اشتباهات تو را سرکوب میکند و تو را کمال طلب بار می آورد

فرزند عزیزم تو باید استعداد خودت را کشف کنی و من و مادرت هم کمکت میکنیم.برای من فرقی ندارد تو شاعر شوی یا نقاش یا فضانورد یا فوتبالیست یا رقاص یا نانوا هر استعدادی که داشته باشی من به تو کمک میکنم که استعدادت را شکوفا کنی و ارزش تو برای من همیشگی است و ربطی به انتخابها و افکارت ندارد.تو همواره ارزشمند هستی و روز به روز برای من ارزشمند تر هم میشوی.

فرزند عزیزم من نمیخواهم آرزوها و نداشتن ها و نشدن ها و کتک خوردن ها و عقده و تحقیر های دوران زندگی ام را به تو انتقال دهم تو مختاری و تصمیم های تو گرانبها است و اگر مرا لایق بدانی به تو مشورت خواهم داد ولی تصمیم نهایی را خودت بگیر و مسئولیت تصمیمت را بپذیر.در هر صورت من به تو و به وجود تو افتخار میکنم.

فرزندم ما انسانیم و اشتباه جز جدایی ناپذیر ذات ماست از اشتباه نترس و از حاشیه ی امنیت خود رها شو و انقدر اشتباه کن و اصلاح کن تا به نتیجه ی جدیدی دست یابی-من به اشتباهاتت افتخار میکنم.من میدانم تو بسیار شجاع و جسوری و اشتباه های احتمالی تو نشان از این امر است.

فرزندم تنها رمز زندگی شادی و محبت است همیشه و در همه حال شادی را برای خود انتخاب کن و نگذار حرف دیگران باعث شود تو از مسیرهای  خود منحرف شوی.من باز هم برایت نامه خواهم نوشت شاید در اینجا نه در دفترم.

دوستدار تو پدر آینده ات

رضا چترزرین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین