یا علی تاریخ می رود که سرافکنده تر شود هر بار از تداعی این رویداد ها

۱۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

جهاد اکبر روزگار ما

جهاد اکبر روزگار ما

علیرغم اینکه از کپی کردن مطالب دیگران بیزارم، اما اعتقاد دارم بعضی نوشته ها اونقدر جذاب و اعجازگر هستن که کپی نکردنشون یه جورایی خیانت محسوب میشه!

منابع آبمان رو به اتمام است و ترس به دلِ همه (و بالاخره مسئولین هم) افتاده که قرار است چه بر سر این سرزمین بیاید.

مصرف انرژی مان آنقدر بالاست که برخی اروپائیان فکر می کنند ما دربهشت زندگی می کنیم که اجازه داریم اینقدر مصرف کنیم.از گاز بگیرید تا بنزین و حتی الکل صنعتی!

آنقدر زباله تولید می کنیم که کسی حریفمان نمی شود.نسبت بازیافت مان به اندازه زباله هایمان هم که به پشه ای می ماند در مقابل کوه دماوند.

آمار تصادفات و وحشی گری در جاده هایمان حرف اول را می زند و اگر کسی ادعایی در این زمینه داشته باشد فوراً زیرش میگیریم.

خلاصه اینکه در هر زمینه ای تا شورش را در نیاوریم دلمان آرام نمیگیرد.

این نق و نوق ها تکراری است و جالب اینجاست که ما در نق و نوق هم شورش را درآورده ایم.همه ما منتقد وضع موجود هستیم و خود را هم بیرون از دایره ی نقد شوندگان می دانیم.درست مانند آن مثال معروف راننده ها که معتقدند هشتاد درصد مردم بد رانندگی می کنند ولی صد در صد راننده ها خودشان را جزو بیست درصد می دانند!

*

در وسط این معرکه ، سوالی که خیلی زیاد به آن پرداخته می شود(البته عده زیادی هم هستند که اصلاً این سوال هم برایشان پیش نمی آید) این است که "چه کاری باید انجام دهیم؟"

خوب طرح های مختلفی هم ارائه می شود و برنامه و بودجه برایش در نظر میگیرند و الی آخر.

راستش را بخواهید من فکر می کنم اصلاً ما در حدی نیستیم که آن سوال را از خودمان بپرسیم(منظورم "چه کاری باید انجام دهیم؟" است). به نظرم سوال مهم و بزرگ ما باید این باشد که "چه کاری انجام ندهیم؟".

دقیق محاسبه نکرده ام(چون بلد نیستم) ولی با یک حساب سر انگشتی هم می شود فهمید که اگر هر کداممان(منظورم همان هایی است که ادعا داریم و جزو دسته ی منتقدان هستیم) در روز فقط یکی از گند هایی که می زنیم را نزنیم یا کمتر بزنیم، جهشی فوق العاده در گند زدایی خواهیم داشت.

اشتباه نکنید منظورم این نیست که هر روز یکی از گندهایمان را ترک کنیم(که ترک عادت موجب مرض است).منظورم این است که از میان گونه های مختلف گند زدن هایمان،فقط یکی را امروز نزنیم.فردا می توانیم دوباره همان گند را بزنیم ولی فردا باید گند دیگری را برای نزدن انتخاب کنیم!.

فکر می کنم حتی اگر به اندازه ای که برای عوض کردن عکس های احمقانه ی پروفایل هایمان وقت می گذاریم(مخصوصاً برای کمپین کردن های احمقانه تر)، برای گند نزدن هایمان وقت بگذاریم،تغییر عظیمی را تجربه خواهیم کرد.

امروز از بقالی پلاستیک نگیرم.به یک نفر که دارد از فرعی بیرون می آید راه بدم(بدون اعمال شاقه)، شیر آب را کمی زودتر ببندم،یک روز بدون ماشین بروم سرکار،امروز به یک نفر اعتماد کنم، روبروی در باز یخچال درس های تصمیم گیری و انتخاب را مرور نکنم، یکی از چراغ هایی که تاثیر زیادی روی روشنایی خانه ندارد را خاموش کنم(سوزن که نخ نمیکنم!)، وقتی لپ تاپ لعنتی را برای ساعتی لازم ندارم هایبرنیتش کنم،لباس راحت توی خونه الزاماً به معنای زیر شلواری راه راه گشاد و زیر پیرهن دونفره نیست و می تواند کمی کلفت تر ولی باز هم راحت باشد، زیر دوش صدای لعنتی ام را توی سرم نیندازم و با شجریان بر سر اجرای گوشه چهار گاه رقابت نکنم.ادامه اش را خودتان بروید جلو.

به بعضی از این مسخره بازی ها می گویند "اصلاح الگوی مصرف". اصلاح الگوی مصرف نیاز به شق القمر ندارد که با دهان باز، منتظر مسئولین بمانیم تا برایمان طراحی اش کنند. همان مسئولین هم در روز یک گند کمتر بزنند کفایت می کند.

خلاصه اینکه ،عزیزانم بیائید دسته جمعی کمپین "خفه شویم" راه بیندازیم و با خودمان عهد ببندیم که فقط یک از گند های روزانه مان را نزنیم.به این کار می گویند "جهاد اکبر".

 

پی نوشت: لطفاً به خواننده های فرهیخته ی عزیزم بر نخورد،مخاطب این متن خودم بودم و امثال خودم و به شما هیچ ربطی نداشت.

نویسنده: سامان عزیزی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما 3

تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما 3

موسسه nutritionfatcs.org

Healtfull habits , phyter foods شرکت وبنیان

تاثیر انتخاب غذا بر رو ی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما 3

این نوشته ادامه دو نوشته قبلیست

دکتر بنجامین اسپاک

محترم ترین متخصص اطفال تمام دوران در یکی از پروفروش ترین کتاب های تاریخ بشر نوشت

توصیه میکنه همه کودکان باید بدون دریافت هیچ گونه لبنیات و گوشت رشد کنن

بچه ها باید درباره انتخاباشون تصمیمم های اگاهانه بگیرن تا وقتی به سن بزرگسالی رسیدن اگاه و فرهیخته بشن واماده بشن خدمت گزارانی مسولیت پذیر برای سیاره و خدمتگزارانی مسولیت پذیر برای بدن خودشون باشن

به ارگانیک بودن سبزیجات و میوه ها اشاره میکنه و ترس از افت کش

داشتن برچسپ ارگانیگ یا غیر ارگانیک میوه هاوسبزیجات نباید مردمو بترسونه به دلیل افت کش ها میدونین مطالعات مدل سازی شیمی محاسباتی توصیه میکنه

اما گزارش های سازمان بین الملل در باره گرمایش جهانی،کمبود اب و گونه ها و تخریب جنگل امازون

جیم موریس هیکس نویسنده تغذیه سالم ،جهان سالم

هفت میلیارد ادم روی این سرزمین وجود داره چیزی که ما می خوریم نشون میده چطور باید از سیاره استفاده کنیم

این که دچار کمبود زمین برای پرورش و غذا برای حیوانات شدیم

داریم جنگل های بارونی رو می سوزونیم

91 درصد زمین های امازون را صنعت دامپروری استفاده می کند

دکتر ریچارد اپن لندر

پژوهشگر محیط زیست و نویسنده انتخاب غذایی و پایدرای

انتظار میره تا سال 2030 کمبود 40 درصدی در اب شیرین داشته باشیم

اینا فقط با انتخاب ها غذایی مون مرتبط نیستن و چیز خیلی پیچیده ای هستن

با متغیر های اجتماعی سیاسی و اقتصادی وفرهنگی

اما چند حقیقت جالب

70 درصد زمین های قابل کشت صرف پرورش محصولات کشاورزی برای دام ها میشه نه انسان ها

به طور میانگین 2400 گالن اب و 5.5 کیلو غلات برای پرورش گوشت صرف میشه

سالانه پنج میلیون هکتار جنگل های بارانی نابود می شوند

تا کمپانی ها بتوانند حیوان ها را بچرانند وبرای این حیون ها غذا پرورش بدن


به فضولات 80 میلیارد خشک زی که سالانه برای غذا کشته میشن رسیدگی نمیشه

وارد حوزه ابمون واقیانوس هامون میشن

و الودگی بسیاری ایجاد میکنن

وقتی بحث گرمایش جهانی میشه اخیرا حدود 14.5 درصد در کل اثر گرمایش جهانی تاثیر پذیر بوده

سهمی بزرگتر از حمل و نقل و جهانی با هم

احشام بالغ بر 53 درصد اکسید نیتروژن و 44 درصد متان و5 درصد کل دی اکسید کربن ازاد شده در اتمسفر ازاد میکنند

دکتر dr richard oppenlander

پرورش احشام وخوردن ماهی

تولید لبنیات یکی از عوامل سهیم در تغییر اب وهوا هستند

گوشت گاو با علف ارگانیک هیچ گاوی انتی بیوتیک مصرف نمیکنه این هم ایده خوبیه

اما مشکل داره

از دیدگاه زیست محیطی بسیاری جنبه ها پرورش گاو علفچر ناپایدار تر از حیوانات تغذیه شده به روش صنعتیه

ودلیلش اینه که زمین بره ممکنه حدود 3.5 کیلو خوراک نیاز باشه تا 450 گرم فراورده حیوانی تولید شده اگه گوشت گاو باشه

اما در شرایط چراندن با علوفه گاهی اوقات تا ده برابر بیشتر از اونه؛گاهی ممکنه 70 یا 80 برابر بیش تر از گوشت گاوی که از غلات تغذیه میکنه

بعلاوه از نظر تغییرات اب و هوایی گله علفچر 40 تا 60 درصد گا گلخانه ای بیشتری تولید میکنه

یعنی متان کربن دی اکسید کاربری زمین تغییر میکنه نسبت به گاوی که از غلات تغذیه می کنه

اما در مورد سید بی رویه ماهی انتظار میره تا سال 2048 تمام ماهی های که به عنوان تجار می شناسیم در اقیانوس خالی بشن

و اقیانوس میمیرن اگه اقیانوس ها نابود بشن زندگی ما هم تمومه( این رو تو چند قسمت مستند سیاره ابی هم تکرار میکردن )

برای حیوانات همه مردم نازی هستند برای ان ها زندگی مانند یک (اردوگاه مرگ) تربلینکای ابدیست

ایزاک بشویس بازمانده هولوکاست و برنده جایزه نوبل

میدونی همه دران راجب به هولوکاست صحبت می کنند اما هولوکاستی که ما درباره حیوانات انجام میدیم پس چی

احتمال داره تا سال 2050 همه کره زمین گیاه خواربشن

و در اخر میدونین چه چیز ما یگانه است ما تنها گونه بین میلیون ها گونه هستیم که در هماهنگی با طبیعت زندگی نمیکنه

بعلاوه از نظر تغییرات اب و هوایی گله علفچر 40 تا 60 درصد گازگلخانه ای بیشتری تولید میکنه

یعنی متان کربن دی اکسید کاربری زمین تغییر میکنه نسبت به گاوی که از غلات تغذیه می کنه

اما در مورد سید بی رویه ماهی انتظار میره تا سال 2048 تمام ماهی های که به عنوان تجاری می شناسیم در اقیانوس خالی بشن

و اقیانوس میمیرن اگه اقیانوس ها نابود بشن زندگی ما هم تمومه( این رو تو چند قسمت مستند سیاره ابی هم تکرار میکردن )

و در اخر میدونین چه چیز ما یگانه است ما تنها گونه بین میلیون ها گونه هستیم که در هماهنگی با طبیعت زندگی نمیکنه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
۱۰ پیشنهاد عملی برای دهه هشتادی‌ها

۱۰ پیشنهاد عملی برای دهه هشتادی‌ها


علیرغم اینکه از کپی کردن مطالب دیگران بیزارم، اما اعتقاد دارم بعضی نوشته ها اونقدر جذاب و اعجازگر هستن که کپی نکردنشون یه جورایی خیانت محسوب میشه!

پیش نوشت: این نوشته میتونه برای دهه نودی ها کاربرد داشته باشه

حالا بزرگ‌ترین آن‌ها شانزده‌ساله شده. نسلی که ذهنشان آمادۀ بارور شدن است و باید تا می‌تواند از خوراندن زباله به مغرشان خودداری کنند.

تربیت شدن با محتوای کوتاه آفت این نسل است. اینکه توییتری بشوند و حوصلۀ متون بلندتر را نداشته باشند.

اما من به دهه هشتادی‌ها خوش‌بینم. بهترین خواننده‌های نویسندگان به نظرم همین نسل هستند، همین دهه هشتادی‌ها که من کار کردن برای آن‌ها را ‌ از کار کردن برای هر نسل دیگری دوست‌تر می‌دارم.

من دلگرمم به دهه هشتادی‌ها که به قول نیما غربال به دست از عقب کاروان می‌آیند.

برایشان چیزهایی که به ذهنم می‌رسد را نوشته‌ام، این‌ها نصیحت نیست، پیشنهاد یک دوست است.

۱

به هر مزخرفی موسیقی نمی‌گویند، پس نگذارید مزخرفاتی که اسم پاپ و رپ فارسی رویشان گذاشته‌شده لقلقۀ زبان شما بشوند. موسیقی خوب گوش بدهید. حتی کلاسیک. موسیقی کلاسیک ذهن شمارا منظم و خوش‌سلیقه می‌کند. سمفونی پنج بتهوون را گوش بدهید و قدرت بگیرید.

۲

بیرون بزنید و پیاده‌روی کنید. بروید توی یک فلافلی کار کنید؛ با بزرگ‌تر از خودتان بگردید. با هر دختری آشنا شدید، فقط چت نکنید، مدام با او قدم بزنید، اصلاً قدم زدن را شرط رابطه کنید.

۳

از احمق بودن و احمقانه گفتن نترسید، در بیان خودتان امساک نکنید، کسی از یک نوجوان کم سن توقع حرف‌های کاملاً سنجیده و فیلسوفانه ندارد، مهم این است که ترسو بار نیایید.

۴

مطلقاً از تماشای اخبار پرهیز کنید، خبربازی خاصیتی جز چرک و تار کردن ذهن ندارد. جایش نگاهی به تاریخ معاصر بیندازید، حوصله داشتید تاریخ تشیع را بخوانید. فرق لنین و استالین را بدانید، طوری نباشد که روزی اسم ژنرال دوگل را بیاورند و لایتشخص هر من البر باشید، شناختن این آدم‌ها خیلی مهم‌تر است که اخبار مسخرۀ روز است.

۵

مثل بقیه ملت توی گوگل سرچ نکنید: «چرا صادق هدایت خودکشی کرد؟ » جایش بروید بوف کور را دو سه بار بخوانید و کیف کنید و یاد بگیرید. نگران نباشید، نه افسرده می‌شوید، نه خودکشی‌ می‌کنید، بوف کور، لولوخرخره نیست. مطمئن باشید بوف کور از ترهات امثال مهران مدیری برای شما مفیدتر است.

۶

به‌جای اینکه بروید سینما و پاپ کرن بزنید و «خوب بد جلف» را ببینید و جیب سازندگان جلف آن را پرکنید، شب‌های روشنِ فرزاد مؤتمن و سعید عقیقی را ده-دوازده بار ببینید تا عاشقی یاد بگیرید و معنی شاعرانگی را بفهمید.

۷

به محتوای یک‌خطی توییتری اکتفا نکنید، هیچ حکمت ارزشمندی از طریق جملات قصار منتقل نمی‌شود، همت کنید و کتاب‌های کت‌وکلفت بخوانید. هنوز سرخ و سیاهاستاندال را نخوانده‌اید؟

۸

آنکه می‌نویسد را از آنکه فقط می‌گوید جدی‌تر بگیرید. فرق فرهنگ کتبی و شفاهی را بفهمید. نوشتن یعنی دقیق بودن، افکارتان، ارزش‌هایتان و اهدافتان را مکتوب کنید. اگر چت می‌کنید، به‌جای نوشتن یکی دو تا کلمۀ بی‌رمق، چند تا جمله بلند و درست‌ودرمان بنویسید.

نقاشی نگاه کنید، فرق پیکاسو و ونگوگ را بفهمید، انقدر سطحی نباشید که با تماشای منظره‌های بی‌رمق و سیاه‌قلم‌های آماتوری شگفت‌زده شوید. گوگل زیر دست شماست فرق ولاسکز و کاراواجو را بفهمید. والپیپر گوشی‌تان گاهی اوقات به‌جای عکس لیدی گاگا یکی از نقاشی‌های سزان باشد.

۱۰

چشم‌بسته همۀ توصیه‌ها و نصیحت‌های نسل‌های قبلی را جدی نگیرید. ابراهیم گلستان می‌گوید:

«نگاه کن. ببین. بخوان، اما هر چه را که می‌خوانی قبول نکن یک‌هو. بسنج.

یادگرفتن نه یعنی از بر کردن. نه یعنی قبول کردن. گاهی یادگرفتن یعنی قبول نکردن.»

نگذارید شمارا آن‌قدر کوچک کنند که رؤیاهایتان توی درس‌خواندن و قبولی در دانشگاه خلاصه شود. شما آیندگانید.

نویسنده :شاهین کلانتری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
کتاب امیل (رساله ای در باب آموزش و پرورش)

کتاب امیل (رساله ای در باب آموزش و پرورش)


حرف وقت اسم این ژان ژاک روسو میبینم یاد اقای همساده تو کلاه قرمزی میفتم

چند روز پیش و برای بار دوم کتاب امیل نوشته ژان ژاک روسو را خواندم و چند نکته ای از آن برایم جالب بود.

طبق رسوم و سنت خانواده ها معمولا بچه را در قنداق یا گهواره محکم می بندند طوری که اصلا نباید تکان بخورد ولی این سنت از کجا آمده است؟ معمولا زنها در زمانهای قدیم مدام مشغول کار و فعالیت بودند و بچه های قد و نیم قد زیادی هم داشته اند لذا چه کاری از این راحت تر که  بچه را محکم ببندند و خودشان کارشان را انجام دهند؟ در این هنگام بچه نه میتواند خرابکاری کند و نه به خود آسیبی برساند مادر هم با خیال راحت مشغول کارهایش میشود ولی روسو اشاره میکند که آزاد کردن دست و پای بچه ها باعث قوی شدن اعضای بدن طفل میشود همچنین خلق و خو وطبع او را مهربان میکند همچنین میگوید بچه ای را که ۹ ماه محبوس شده را بار دیگر چنان در تنگنای قنداق قرا میدهند که آرزو میکند کاش به جای اولم رفته بودم !

هنگامی که کودک خوی تند و خودخواه خود را نشان میدهد و مدام بهانه ی چیزهای مختلف را میگیرد تمرین های زیادی را میتوان در جهت تربیت مناسب او انجام داد مثلا اگر او از شما درخواست کرد شی یا وسیله ای را که د گوشه ی خانه است نزد او ببرید بهتر از شما طفل را در آغوش گرفته و نزد شی ببرید به این شکل دستور دادن همراه با زحمت برای او خواهد بود و کم کم خواهد فهمید نمی تواند صرفا با اشاره ی دست و گریه کردن اشیا پرواز کرده و نزد او بیایند.

در زمان که من بچه بودم بازیهای جالبی برای تقویت حواس ششگانه وجود داشت مثلا چشم هایمان را میبستیم و با صدای ضربه زدن تشخیص میدادیم که به مورد سوال یا معما نزدیکیم یا نه و هر چه قدر صدا بلندتر بود مما نزدیک تر میشدیم یا اینکه چشم هایمان را میبستیم و با بویایی و چشایی خود طعم غذا ها را تشخیص میدادیم تقویت کردن حواس ششگانه از جمله مورادی است که والدین باید برای آن برنامه ریزی کنند و حواس ششگانه کودک خود را تقویت کنند.

بچه های خود را وادار سازید که شب ها در بیرون از خانه به بازی کردن بپردازند و خود با او بازی کنید اگر بتوانید بازی های با نشاطی را ترتیب دهید که کودک شبانه بازی کند و لذت ببرد یقین داشته باشید که کودک شما هیچ گاه از تاریکی نخواهد ترسید و البته خاطرات خوبی را نیز از تاریکی در ذهن خود به یادگار خواهد داشت

نویسنده فواد انصاری

کتاب رو می تونید از اینجا دانلود کنید  +


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
سلام گرگ بی طمع نیست!(نتانیاهو وحل بحران اب ایران)

سلام گرگ بی طمع نیست!(نتانیاهو وحل بحران اب ایران)


نتانیاهو در جدیدترین اظهاراتش پیشنهاد کمک به ایران در حوزه اب رو دادن ومیگه ما 90 درصد فاضلابامون رو تصفیه می کنیم و با تکنوژی قطره ای خودمون بحران اب رو پشت سر گذاشتیم در این  ویدیو اسم عیسی کلانتری رو هم میاره و خلاصه میگه میخواهیم بامردم  ایران دوست باشیم اما رژیم ....... مانع هستش

اسرائیل حاضر است دانش خود در زمینه آب و کشاورزی و همچنین برون‌رفت از مشکلات عمده زیست محیطی را دراختیار مردم ایران بگذارد

حرفم اینه که آبی که شمر_زمان به مردم ایران تعارف میکنه؛ همان امان نامه ای است که شمر ۱۴۰۰ سال پیش به عباس ابن علی(ع) تعارف کرد.

 

اقای نتانیاهوی عزیز

هر تلاشی برای جداکردن ملت و نظام ایران بی فایده ست! چون نظام ج.ا برخواسته از همین مردم هست. ملت ایران دشمن شناس هستند


هیتلر کوچک پیشنهاد می‌دهد که دانش اسرائیل در زمینه آب را با ایران به اشتراک بگذارد.

پیشنهاد سخاوتمندانه ایست. مخصوصا اگر بیاد بیاوریم دزدین آب از فلسطین یکی از هزاران ابزار این دولت جنایتکار برای پاکسازی نژادی فلسطینی‌هاست.

گزارشی در این باره

haaretz.com/opinion/.premi

 

خر  اونیه که نمیدونه کشوری که هشت سال مقابل 12 کشور عرب با شوروی و امریکا و اروپا دست خالی ایستاد اسراییل براش زنگ تفریحه

 

در این بین کسانی هستند (براندازان) وخیانت کاران که سودای رابطه دوستی با اسرائیل را در سرو می پرورانند

گوسفند رو هم که می خوان سر ببرند اول بهش آب میدن، ولی امثال شما به وعده آب دارید دوست و دشمن تعیین می کنید. آورین، آورین

شمر_زمان  به خودی خود کسی نبود

 یارای خائن وطنی ز او شمر زمانه ساخت

در زمانه ای که مظلوم نمایی رسانه ای جای مفاهیم را عوض می کند و گرگ را در لباس میش نشان می دهد باید بسیار به دنبال آگاهی رفت؛ از شعار مرگ برای رژیم جنایتکار تاریخ که ناقوس مرگ رو برای کودکان به صدا در میاره ناراحت هستن و از پیام دوستی   استقبال میکنن 



به زودی کتابی که در حال مطالعه اون هستم در زمینه تفکر انتقادی و سواد رسانه ای یه نگاه  ویه پست جداگانه براش در نظر گرفتم

کتاب دروغ های مسلح :شیوه های اندیشیدن انتقادی درعصر پسا حقیقت

واژه پسا حقیقت رو در یکی از پست های محمد ضا خوندم

عبور از واقعیت‌: پدیده‌ی اجتماعی-سیاسی سال‌های اخیر جهان


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
پادگان خاتمی یزد

پادگان خاتمی یزد

دوره 197

پادگان آموزشی آیت الله خاتمی یزد
فرمانده پادگان: سردار میر حسینی
فرمانده گردان 1: هادی زارع-محمد زراع
فرمانده گروهان: گنجی
تاریخ اعزام : 1 دی 95
تاریخ میان دوره: فوت ایت الله هاشمی رفسجانی

تاریخ پایان خدمت:1 دی 97

دلمو واسه دوستانی که تو این دوران پیدا کردم تنگ میشه

نکاتی در مورد روز اعزام

یه چند تا نکته بود که تو پست های قبلی گفتم

https://linkp.ir/oVML

و این https://linkp.ir/p8Ny

برای تلفن زدن تو پادگان کارت های مخصوص خودشون میدن؛ قیمتش 10هزار تومنه و هر اسایشگاه دو تا تلفن داره با 145 تا ادم که حالا یه برنامه براش میریزن

سرویس بهداشتی بعضی گردان ها داخل اسایشگاست وبرای بعضی بیرون خوب مسلما زمستون برای اونایی که بیرونه سخته

گردان 1 و گردان 3 هم اسایشگاهش تمیزه و هم سلف غذا خوری خیلی نزدیکه پس هنگام ورود از کسی برگه های تقسیم ر وپخش میکنه یکی از این دو تا رو بخواین

برای دوش گرفتن در پادگان هر صبح ساعت 4 صبح بازه برای هر گردان هم در هفته دو روز نوبت دوش گرفتن هست

علاوه بر فرمانده گردان و و گروهان یه سردسته دارین که اونا خودشونم سربازن یعنی یگان خدمتیشون اونجاست اگه ادم های خوبی بودن که خوش به حالتون اگه هم نه بد به حالتون لباس این اش خور ها سبزه

سخت ترین دوره که بردن پیاده روی با اسلحه و اردویی که چند روز اخر میبرن و باید چادر بزنین وشب نگهبانی؛بیرون از چادر اگه تو زمستون باشه خب اون سرمایی که برای اولین بار واخرین بار رو تجربه می کنین که تمام استخوان های بدنتون رو لمس میکنه و از همه جا قشنگ ترش صبح با با اسلحه ،با کلاه،با قمقمه ،با تمام تجهیزات برو وضو بگیر تو اون هوا سرد؛ نماز صبح بخون (البته برای بعضی دوره ها اگه ببینن بچه سوسول هستن شب رو بر می گردن تو اسایشگاه میخوابن دوباره صبح بر می گردن

و اما صدای انفجار و خشم شب که صداش خیلی بلنده؛  تازه اونایی که جنگ رفتن و جانباز و شهید شدن رودرک میکنین وچه سختی هایی که کشیدن؛ با این که تو خواب نازی هستین ساعت تقریبا 3:30 صبح میزنن که همیشه 40 دقیقه قبل از اذانه؛خلاصه یه دفعه میزنن و درسته محل اصابتش خیلی دوره  ولی خیلی بلنده

روز اردو هم که همیشه اماده باشین  کنارتون میزنن اما نه ازاونا که ترکش داره ؛ولی صدا داره و باید با اون کلاه و اسلحه تو اون بیابون بدوین . من که دو متری ام یکی خورد اما انگار نه انگار ولی همه یا میخندین یا باهاش حال میکردن 

دیگه از سینه خیز رفتنا و کلاس ستاره شناسی و مسیر یابی در شب و از همه مهم تر 4 نفری برای خودتون گودال میکنین (سنگر )دوباره پرش میکنید  روز اخر خیلی سخته خدایش

ولی همش خاطره میشه

قبل از رفتن به دوره اموزشی یه یه ماهی ورزش کنین بد نیست  بدن اماده و ورزیده میتونه اونجا طاقت بیاره

و روز اخر هم که رژه جلوی سردار الله اکبر، پاینده رهبر، با اون موزیک قشنگی که مینوازن با شیپور ها و ساکسیفون

اگر چیزی جدیدی یادم اومد اضافه میکنم بعداً

اینم سردار چی چی فامیلش رو یادم رفت.

 میر حسینی میگفت: الان رئیس مخابرات مازندرانه و این خمپارهه وسط دستش خورده و این اقا از عجایب و معجزه های جنگ بوده که زنده مونده عکس هاش تو پادگان زیاد است

راستی واسه امتحان هم اصلا نگران نباشید کل 1300 نفر رو تو همون زمین صبحگاه مشترک می نشونن وازشون امتحان میگیرن و هیچ رد شدنی هم نیست ولی بهتره که خوب باشه نمره تیراندازی و این امتحان برای بچه هایی که عادی هستن  و روی درجه شون تاثیر داره امریه دارها هم شاید رو حقوقشون 10 هزار تومن

با مهر رضا چترزرین

22 بهمن 1395 خوش گذشت این ها به زور منو گرفتن گفتن بیا با ما عکس بگیر 


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما 2

تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما 2

www.rawfoodforlife.org

www.lifestylemedicine.org

meals.bluezones.com

این نوشته ادامه نوشته قبله تاثیر.انتخاب غذا.....

چربی امگا 3 وامگا 6

خوب ما دو نوع اسید چرب ضروری داریم

امگا 3 و امگا 6

مااسید امگا 3 ------رو از غذای های دریایی، گردو، تخم کتان،و بعضی از سویا ها

واسید چرب امگا 6-- رو از حیوانات خشک زی خوک، مرغ، گاو، روغن گیاهی غیر اشباح شده میگیریم

و در وواقع نسبت مصرف امگا 3 به امگا 6 یک به چهاره اما امروزه یک به بیست و پنج یا یک به سی است

مردم سعی دارن طبق توصیه پزشکان و متخصصان قلب عروق خوردن ماهی وکپسول های روغن ماهی جهت افزایش کلسترول خوب چه بد استفاده کنند. اما ما باز هم با خوردن این مکمل ها کمبود امگا 3 رو جبران نمی کنیم پس با قطع مصرف گوشت های امگا 6رو کاهش بدیم وپس مکمل بی مکمل

جدا از اون به مرغا انتی بیوتیک میدن که بزرگ بشن سویا و ذرت ژنیتیکی دستکاری شده میدن

تخم مرغ صنعتی پر از امگا 6 است که و اصلا امگا 3 نداره

دکتر (جان مگ دوگال) متخصص تغذیه و نویسنده کتاب راه حل نشاسته ای

Dr john a macdogall.md

ما مقداری از نشاسته هامون رو حذف کردیم و با گوشت و لبنیات جایگزینش کردیم

ما عمده بسیار از کالری مون رو از نشاسته برنج ذرت و سیب زمینی می گیریم

در سی سال گذشته خط کمر بشر بیش از اندازه رشد کرده

و اگه نرخ چاقی ثابت بمونه 51 درصد مردم امریکا در سال 2030 به طور بالقوه میتونه چاق باشه

اقای راب اتکینز در سال 1973 میگه مشکل از چربی نیست و یا حتی پروتئین

مشکل اینه بیش از اندازه کربوهیدرات استفاده میکنیم

رژیم گروه خون، رژیم زون، رژیم پالئو، اتکینزه، سات بیچ،همشون تقلیده

و اما از طرفی دیگه رژیم های کربوهیدارت به ما اسیب کلیوی میزنه

نود درصد گیاه خوارها هنوز لبنیات مصرف می کنن

چرا بیشتر وگان ها یا گیاه خوارها هنوز هم اضافه وزن دارن چون روغن زیتون یا روغن بقیه سبزیجات

بهترین رژیم اونیه که گیاهی باشه

اما در مورد ویتامین ها

در مورد ویتامین ها دو نوع هست که گیاهان تولید نمی کنند

یکی ویتامین d که جانداران تولید می کنن مثل خود ما زیر نور خورشید قدم میزنیم

و دیگری ویتامین b 12 که نه گیاهان تولید می کنند نه جانوران

یه میکروب هایی تولید میکنند که سطح زمین رو پوشندند

برای همین با نوشیدن اب کوهستان یا اب چاه احتمالا ما اون رو بدست می اوریم

اما ما امروزه ما به اب ها کلر می زنیم

و همه باکتری ها رو از بین میبریم و همین طور این ویتامین رو

نخستی بزرگ همسان ها ی ما اونا رو موقع مدفوع کردن از حشرات می گیرند خوب ما یکم بهداشتی ترشو ترجیح میدیم

خانم هیلاری

ورزشکار جهانی و قهرمان در مسابقات اولترا من

اقای ریچ رول قهرمان مسابقه ایرون من

ریچ رول ورزشکار فرا استقامت با رژیم گیاهی و نویسنده یافتن ماورا

Finding ultra

مسابقه ایرون من چیه؟

یه سه گانه خیلی طولانیه

که طولش مدت یک روزه؛ باید 3.8 کیلومتر شنا کنید /180 کیلومتر د.وچرخه سواری ویه ماراتن رو بدوید 42 کیلومتر

در مسابقه اولترا من مسافت ها دوبرابر این هاست

و از ورزشکار های دیگر ام ام ای، هاکی، بسکتبال ،راگبی، به این روش تغذیه روی اورده اند

در مورد سرطان

و این اقا رو که بیماری نورو فیبروماتوز داشته(نوعی بیماری که ژنتیکی نادر که اعصاب و پوست رو درگیر میکنه)

سفیر سبک زندگی سالم چند کشور هستن ایشون

این اقا می فرمایند من نمی گم رژیم گیاهی یک درمانه یا اخر همه چیزه

اما چیزی که می گم اگه شما یه بحران سلامتی رو می گذرونین شانستون خیلی بیشتر ه که سبک زندگی گیاهی رو بپسندید

دکتر Pamela a popper phd nd

بهترین رژیم برای ادم ها اونیه که گیاهی باشه

کالین کمبل

نویسنده کتاب پژوهش چین

یکی مثل کالین کمبل توی دانشگاه کمبل میاد کتاب پژوهش چین رو می نویسه که صد ها صد ها ارجاع دراه و نماینگر دهه ها پژوهش های بسیار دقیق میگه اینائی که میان رژیم های خطرناک رو تبلیغ میکننن که نه اعتبار ی داره و ونه رفرنسی شاید اینا یه کتاب افتضاح نوشته باشن که ا کتاب قصه شاید بهتر باشه

رژیم گروه خون، رژیم زون، رژیم پالئو، اتکینزه، سات بیچ،همشون تقلیده

و اما از طرفی دیگه رژیم های کربوهیدارت به ما اسیب کلیوی میزنه

نود درصد گیاه خوارها هنوز لبنیات مصرف می کنن

چرا بیشتر وگان ها یا گیاه خوارها هنوز هم اضافه وزن دارن چون روغتن زیتون یا روغن بقیه سبزیجات میخورند

برای بعضی ها رسید به اعتدال مثل پید اکردن سوزن تو انبار کاه وقتی می بینن بقیه مردم به چیزی که خواستن رسیدن اونا یه احساس شکست خورده مطلق رو دارن

ادامه دارد......

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رضا چترزرین
تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما

تاثیر انتخاب غذا بر روی گرمایش جهانی و مصرف لبنیات (گوشت مایع )بر سلامت کودکان ما

پیش نوشت 1:

مستند انتخاب غذا رو دوسال پیش برای اولین بار دیدم ؛تصمیم گرفتم دوباره ببینمش یا بهتره بگم برای چندمین بار دیدمش، یک جمله ای از کارشناس های تغذیه که تو این جمله میگن(کنترل سلامتی این نیست که من میگم یا دیگران میگن کنترل سلامتی یعنی نگاه کردن به داده ها و انتخاب اگاهانه)

به جرئت میتونم بگم این از اون نوشته هایی که وقتتون رو نمیگیره شاید به معلوماتتون بیفزاید از طرف دیگه یک هفته زحمت کشیدم تا این متن رو اماده کنم

پیش نوشت 2

دور وبرم پر از ادم هایی که فقط بلدن فیلم های هالییودی ببینن از نوع بدرد نخورش حالا اونایی هم که خوباش رو گلچین میکنن؛ هیچ علاقه ای به دیدن مستند ندارن و میگن حوصله ادم رو سر می بره ،خوب

منم میگم ول معطلین یا نصف عمرتون در فناست لذتی که در دیدن این مستند ویا حتی مستند سیاره ابی با گویندگی دیوید اتنبرو برای من بود در هیچ یک از سریال ها یا فیلم های هالییودی نبود البته got ,

و هایدن فیس اسپانیایی والبته نارنگی ها با ان موسیقی متن طنازانه اش ،از این قاعده مستثنی هستند

موسسه nutritionfatcs.org

شرکت وبنیان

Healtfull habits , phyter foods

بنیان سبک زندگی

protective diet

چطور می تونیم بفهمیم کدام غذا برای ما بهترنیه و وسلامت ما را بهبود میبخشه

فواید گیاه خواری چیه ،کدام ویتامین ها هستند که نه توسط گیاهان تولید می شوند و نه توسط جانداران

امگا 3 بهتر است یا امگا 6

کلسیم بیش از حد باعث پوکی استخوان می شود؟

خطرناک ترین رژیم ها کدام هستند و بهترین رژیم کدامند؟

ایا تولید لبنیات بر روی تغییرات اب و هوایی تاثیر داره ؟بله

صنعت غذا یا سهمی بزرگتر از حمل و نقل و جهانی در گرمایش جهانی داره ؟

با بزرگان جهان ورزش و قهرمانان اولترا من و ایرون من گفت و گو می کنیم

در این مستند معتبرترین مراجع وخبره ترین کارشناسان تغذیه به جواب های ما پاسخ می دهند

اما در این مستند مصرف بی رویه ما در پروتئین های حیوانی،کلسیم، اسید های چرب امگا 3 و اسید امگا 6

کربوهیدارت رو مورد برسی قرار میده و جایگزین هایی براشون پیشنهاد میده

دکتر کالین کمبل استاد بازنشسته بیوشیمی تغذیه در دانشگاه کرنل

Colin camel

نویسنده کتاب پژوهش چین

ما نمی تونیم علم واقعی رو بیان کنیم تو رشته ما سردرگمی وجود داره حتی بین متخصص اها به خاطر این که ما تحت استیلای بخش تجاری قرار گرفتیم

پروتئین

تقریبا تمام کالری ها از چهار گروه غذایی اصلی بدست میان

میوه ها، سبزیجات، تمامی غلات و حبوبات

و یکی از چیزایی که مردم باید در موردش بدونن که هیچ گزارشی از کمبود وجود پروتئین در مکتوبات دنیا وجود نداشته

ما با خوردن غذای های گیاهی پروتئین دار مثل برنج 8 یا 9 درصد از پروتین رو تامین می کنیم

مشکل میزان پروتیئن حیوانی که ما می خوریم

شواهد بسیار واضحه که وقتی اانسان بیش از حد پروتئن مصرف می کنن دچار مشکل سلامتی میشن

نیاز پروتئینی انسان فقط یه درصد کوچیکی از کالریه می دونید تو روستا های چین و جوامع ژاپنی مردم کم تر پروتئین حیوانی می خورن مشکل این که وقتی پروتئین رو بیش از حد می خوریم به کلیه هامون فشار میاریم و یا به کبدمون و اینجوری ریسک ابتلا به سزطان رو بالا می بریم و مامی بینیم که سرطان پراکندگی جفرافیایی داره

و هر جامعه های که پروتئنین حیوانی زیادی مصرف کنه بیماری قلبی و سرطان بیشتر خواهد داشت

جالب اینجاست همه حیواناتی که برای تامین کلسیم و پروتئین می خوریم همه حیوانات گیاه خوار هستند

خوب منطق این کار کجاست. کار دیگه ای که پروتئن میکنه سطح کلسترول خون رو بالا میبره منجر به افرایش سطح استروژن میشه که در مقابل سرطان پستان مرتبطه وقتی بیش از حد پروتئین مصرف میکنیم (فلور میکروبی) توی روده مون رو تغییر می ده میکرو ارگانیسم های مفیدی که فرایند هضم کمک میکنند

کلسیم

27 درصد مردم از بیماری های قلبی 10 در صد از سرطان 10 درصد از سکته مغزی 4 یا پنج درصد دیابت

خوب اینا جزو بیماری ها نااگاهی تغذیه هستند .از وقتی بچه بودیم کره، شیر، ماست، شیر، بستنی ها، را خیلی زیاد تبلیغ میکردند و میگفتند این ها رو باید بخورید(صنعت تجاری وارد هر صنعتی که بشود فاتحه میخواند) اما این ایده ی خوبی نیست اما ما می تونیم کلسیم مورد نیاز مون رو از گیاهان دریافت کنیم

و یه چیز مهم دیگه کمبود کلسیم مشکلی ایجاد نمیکنه یه پرتقال 110 میلی گرم کلسیم داره

شیر غذای سالمیه برای گوساله ها نه برای ما ،ما تنها گونه ای هستیم که شیر یه گونه دیگه رو می نوشیم و تنها بعدشم تا بزرگسالی شیر می نوشیم .چرا شیر با افزایش خطر سرطان پروستات مرتبطه؟

هورمون های رشدی که تو شیره برای یه ادم بالغ اصلا خوب نیست، خوب یکی از سخت ترین چیز ها برای مردم کنار گذاشتن لبنیاته اونا همیشه مقاومت میکنن؛ محصولات لبنی همان گوشت مایع هستن

اونا درست مثل گوشت حیوانی چریب بالا کلسترول بالا وبدون فیبر

در واقع میتونن بدتر از گوشت باشن کازئین(یه نوع پروتئین شیر )که ازش برای سفت شدن پنیر استفاده میکنن پر از مواد شیمیایه که مثل هروئین اعتیاد اوره؛ ما که مثل گوساله چهار تا معده نداریم

اونا کازئین رو تو همه چیز میرزین بستی ،شیر ،کره، لبنیات،تنها دلیلی که مردم فکر میکنن ما به کلسیم اضافی نیاز داریم اینه که دانشمندان دو دهه پیش سطح مقدار کلسیمی که نیاز داریم رو افزایش دادن

چیزی که واقعا دارن میگن اینه که ما به اندازه کافی شیر نمی نوشیم چون این چیزیه که صنعت لبنی میخواد بگه

چیزی که برای من جالب بود هر چقدر کلسیم بیشتری دریافت کنیم باعث پوکی استخوان میشیم

جملات قصار مستند

یه عده گوشت میخورن که قلچماق بشن درست برعکسه اختلال نعوظ داشتن که قلچماقی به حساب نمیاد

پس اگه می خواهین یه زندگی عالی داشته باشین یه رژیم گیاهی داشته باشین تا شریکتون ازتون راضی باشه

شواهدش هم اینه که شما در بیش تر بدنتون بیماری عروق کرنر دارین چون رگ های که به الت تناسلی میرن از متاثر کننده ها هستند

این مستند پره از گزین گویه های اسکار وایلد ،مارک تواین ،گاندی و......

بزرگترین دروغ های دنیا اونایی که یکم توش حقیقته

ادامه دارد ...........

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
گشتم نبود. نگرد نیست

گشتم نبود. نگرد نیست

تو این 60 تا وبلاگی که دنبال میکنم چند نفری هستند که مطالبشون رو چند بار میخونم و هیچ کدومشون رو از دست نمیدم یکیشون همین سعید یگانه است که قلم بسیار زیبایی داره

علیرغم اینکه از کپی کردن مطالب دیگران بیزارم، اما اعتقاد دارم بعضی نوشته ها اونقدر جذاب و اعجازگر هستن که کپی نکردنشون یه جورایی خیانت محسوب میشه!

مخصوصاً وقتی که مطلبی رو میخونی و می بینی که نویسنده، دقیقاً زده به هدف و زخم کهنه ای که مدتها روی دلت بوده و نمی تونستی در قالب کلمات بیان کنی در این نوشته نجات گر به زیبایی آورده شده.



امشب قصد دارم چند جمله ای بدون تعارف و خودمونی با دانشجویان امروز و کارجویان فردای کشورمون صحبت کنم.

.

سوال: تابحال به صورت عمیق به این فکر کردین که اصلاً برای چی درس میخونیم؟

.

سختیهای تحصیل و درس خوندن

عدم لذت بردن از کیفیت زندگی دلخواه

سروکلّه زدن با اساتید بخاطر نیم نمره

از بین رفتن بهترین سالهای عمر و جوونی

فشار مالی به والدین برای تامین شهریه

تحمل سرما و گرما و احتمالاً دوری از خانواده (به علت سکونت در شهرهای دیگه)

مشکلات زندگی در خوابگاه ها

شکستهای عاطفی(!) دوران دانشجویی

.

و دهها مشکل مشابه رو برای رسیدن به چه هدفی تحمل می کنیم؟

آیا واقعاً ارزشش رو داره؟

.

شکی نیست که یکی از مهمترین علل تحمل این سختی ها، استخدام و رسیدن به یک موقعیت شغلی خوب و ایده آل و در نهایت کیفیت زندگی دلخواهمونه

هرچند اگه کسی رو پیدا کردین که به این کیمیا دست یافته باشه بنده رو هم بی خبر نذارین.

.

بسیار خوب. اجازه بدین بطور خیلی خلاصه و از دیدگاه کسی که سالها استخدام نیرو انجام داده و در بیش از 20 سازمان و برند بزرگ و کوچک این کشور با برچسب های مختلف، حمّالی(!) کرده این مسئله رو کمی باز کنیم.

بطورکلی میشه گفت اگه مبتلا به تب کارآفرینی نباشیم و قرار بر استخدام باشه، در حالت کلّی استخدام از 2 حالت خارج نیست.

یا حوزه دولتی یا غیر دولتی.



در اینجا قرار بر اینه که عامل تعیین کننده برای جذب نیروی اصلح، مثلاً رزومه اون شخص باشه.

مدیونین اگه فکر کنین پارتی بازی و سفارش از بالا و اینجور چیزا در این مورد دخیله. به هیچ وجه!

(مراحل توبه و استغفار و گاز گرفتن زبون فراموش نشه)

.

ترجیح میدم بدون باز کردن موضوع، خیلی سریع از این مقوله عبور کنم. الحمدلله یکی از بزرگترین نعمت های زندگی خودم رو در این میدونم که وارد حوزه استخدام دولتی نشدم و ترجیح دادم به جای اینکه تمام عمرم خلاصه بشه در یک روز، و اون یک روز رو به مدت 30 سال بدون فکر کردن تکرار کنم، وارد حوزه هایی بشم که برای هر هزار تومن درآمدش مجبور باشم که فکر کنم.

.

.

.

.

  بخش خصوصی

دقیقاً برخلاف تصوری که از پیام مدیران و صاحبان تصمیم سازمانهای خصوصی در آگهی های استخدامیشون منتقل میشه، واقعیت چیز دیگریست:

مهمترین عامل تعیین کننده برای استخدام، حسّ شخصی مدیر نسبت به شماست.

.

پس اگه فکر کردین مکان تحصیلات (و حتی میزان اون) و اینکه از دانشگاه روستای محل تولد بنده مدرکتون رو گرفته باشین یا از دانشگاه هاروارد، پس بهتره که کمی کلاهتون رو عقب تر بذارین.

.

آیا باورتون میشه که بسیاری از مدیران و استخدام کنندگان سازمانهای خصوصی، اصلاً نگاه به میزان تحصیلات شما نمی کنن؟ ممکنه حتی 10 سال هم توی اون سازمان کار کنین اما هرگز یادشون نخواهد بود که شما کارشناسی ارشدتون رو مثلاً از دانشگاه تهران گرفتین

(البته اگه خودتون هر روز یادآوری نکنین!)

.

یک مثال میزنم. فرض کنین یک آگهی استخدام بشرح زیر می بینین:

.

یک شرکت معتبر* مدیر بازرگانی (یا مدیر شعبه یا فروش یا مالی یا هر چیزی) با شرایط زیر استخدام می کند:

5 سال سابقه کار

مسلّط به زبان انگلیسی

میزان تحصیلات حداقل کارشناسی ارشد از دانشگاههای دولتی

میانگین دریافتی ماهیانه خدا تومن

دارای روحیه کار تیمی

و از این دست خزعبلاتی که خودشونم معنای واقعیشو نمیدونن!

.

*راستش همیشه این واژه معتبر در تمام آگهی ها درج میشه. حالا اینکه پارامترهای معتبر بودن یک شرکت چیه بماند!

.

بعد ار تشریفات اولیه میرسین به مرحله مصاحبه:

واقعیت اینه که در زمان مصاحبه، شخصی که به عنوان مالک سازمان یا مدیر مجموعه با شما صحبت میکنه، برخلاف اون پوشش کاذبی که می بینین (اینکه داره از دانشگاهتون و سوابق کاری و اینها سوال میکنه) در تمام مدت توی ذهنش عاجزانه(!) به دنبال پاسخ به این سوالهاست:

.

آیا شما دزد هستین یا نه؟!

چقدر میشه بهتون اعتماد کرد؟!

پدر و مادرتون کی بودن و بقول معروف سر چه سفره ای بزرگ شدین؟!

آیا تواناییهاتون برای اون مجموعه ارزش آفرین و پولساز هست یا نه؟!

.

به نظر شما کدوم یکی از این سوالات رو میشه مستقیم از مصاحبه شونده پرسید؟!

قطعاً هیچکدوم

.

فکر میکنم الان تا حدی به پاسخ یکی از سوالات ذهنی تون رسیده باشین.

برای روشن تر شدن بحث بد نیست به این موضوع هم اشاره کنم:

.

همیشه برامون سوال بوده که :

چرا در فلان سازمان بزرگ، آقای مدیرعامل، به جای منِ نوعی (که مثلا فوق لیسانس از دانشگاه شریف گرفتم) اومده برادر بیسوادش رو قائم مقام خودش یا مدیر ارشد فلان قسمت گذاشته؟

دلیل کاملاً روشنه دوستان

عدم اعتماد به غریبه ها. همین

(دوباره به سوالات ذهنی مصاحبه کننده در بالا نگاهی بندازین)

.

اگه یه شخص دزد وارد حوزه دولتی بشه اتفاق خاصی نمیفته! نهایتاً 3 هزار میلیارد اختلاس میکنه و آب از آب تکون نمیخوره. چون اموال بیت الماله و از دیدگاه اونا ته نداره!

.

اما در یک سازمان خصوصی، هر یک ریال هزینه از جیب اون بدبختی داره خرج میشه که کسب و کار مربوطه رو راه انداخته و اگه قرار باشه که مدیر بازرگانی یا مدیر فروش یا مدیر خرید یا مدیر مالی یا هرکدوم از پرسنل اونجا یه تیکه از اموال رو به عنوان یادگاری(!) برای خودشون بردارن که سنگ روی سنگ قرار نمیگیره و مالک بدبخت به خاک سیاه میشینه.

.

مورد دوم هم میزان کارآیی و مفید بودن (ارزش آفرینی) افرادیست که قراره در یک سازمان خصوصی استخدام بشن نه میزان مدرک و نوع دانشگاه.

همه ما افراد زیادی رو دیدیم که در حوزه دولتی در جایگاهی قرار دارن که اصلاً سوادشو نداشتن. ببخشید اصلاً قیافه شون به اون پست نمیخوره!

ولی چه اهمیتی داره؟! هیچ

ما در حوزه خصوصی که برای هر ثانیه چرخیدن چرخ مجموعه، مالک، کلّی هزینه پرداخت میکنه دیگه نمیشه یه آدم ناکارآمد رو به عنوان اینکه مدرکش اینه و دانشگاهش اونه بیاد بذاره در جایگاهی که سازمان رو به فنا بده! اینجا میزان مهارت و ارزش آفرینی اون شخص مهمه نه صرفاً مدرک تحصیلیش.

اگه سیکل باشه و کاربلد، برای اون مجموعه خیلی مفیدتره تا لیسانس باشه و ناوارد

(هرچند اگه مهارت و مدرک رو باهم داشته باشه قطعاً بهتره)

.

در ایّام جوونی که حسابدار یک هتل بودم همیشه برام سوال بود که چرا مدیر مالی بزرگترین و مجهزترین هتل شهر مشهد (در اون زمان) مدرکش دیپلمه و 7 نفر لیسانس و فوق لیسانس زیر دستش کار میکنن.

اما بعدها که خودم در کسوت مدیر، مشغول خدمتگزاری شدم فهمیدم که ارزش آفرینی اون آقای دیپلم در میدان عمل قابل مقایسه با اون نیروهای تحصیلکرده نبود.

(البته نیروهای جوان ذکر شده، امروز در سمتهای بالای مدیریتی قرار گرفتن)

.

حالا برای روشن تر شدن موضوع، اجازه بدین مثالی از روش استخدامی که خودم انجام میدم بزنم:

در مقطعی، سازمان ما مجبور شد تمام نیروهای مالی و حسابداری خودش رو اخراج کنه. به معنای واقعی گند زده بودن به سیستم مالی.

من تازه رفته بودم اونجا و به عنوان مدیراداری مالی و قائم مقام مدیرعامل مشغول کار شدم.

استخدام نیرو بر عهده خودم بود.

آگهی دادیم روزنامه. سیل حسابدارها به سمت سازمان گسیل شد.

.

خانوم یا آقایی که برای مصاحبه میومد، از سوال اولم تعجب میکرد.

میگفتم:

روی این کاغذ مبلغ مثلاً یک میلیارد و چهل و سه میلیون و بیست و شش هزار و دوازده تومن (یا یه رقم مشابه که کمی سخت بود) رو سریع به ریال بنویس.

زمان و نحوه نوشتن این رقم رو دقیق زیر نظر داشتم.

جالب اینجاست که اکثراً ناتوان بودن!

حتی اونایی که مدرک کارشناسی ارشد حسابداری داشتن (دلیلش رو در آخر میگم)

.

اونایی که از این مرحله سربلند بیرون میومدن با سوال بعدی مواجه میشدن:

سه تا شماره کارت بانکی بهشون میدادم (شماره های 16 رقمی) و ازشون میخواستم که سریعاً این سه شماره کارت بانکی رو توی گوشی خودشون وارد کرده و مثلاً برام اسمس کنن.

زمان این عمل و تعداد دفعات سربرگردوندن از روی گوشی بر روی کاغذ عامل تعیین کننده بود.

.

بدون درنظر گرفتن مدرک و نوع دانشگاه، تنها چند نفر که از نظر سواد عددی در وضعیت خوبی قرار داشتن استخدام شدن و تا زمان برقراری سازمان، بخش مالی ما، کاملاً عالی و بدون اشتباه بود.

در بین رد شده ها از لیسانس دانشگاه های دولتی تا یک مورد فوق لیسانس فردوسی مشهد وجود داشت و تا جایی که یادمه یک نفر از استخدام شده ها از دانشگاه آزاد شهرستان های اطراف و دیگری کاردانی از علمی کاریردی مشهد بود.


.

.در مثال فوق، مدل استخدامی مرحوم مغفور جانسون اوکانر (در شرکت جنرال الکتریک امریکا) دستمایه اینجانب برای استخدام نیرو بود و هنوز هم در بسیاری از موارد به خوبی جواب میده.

سازمانهای خصوصی سطح بالا که حقوق خوب هم پرداخت میکنن جدیداً به سمت این نوع مدل استخدامی گرایش پیدا کردن.

(حوزه دولتی رو هم همون اول ولش کردیم رفت!)

.

اگه بخوام خیلی ساده و خلاصه بگم:

همه انسانها بدون استثنا دارای استعدادهایی هستن که هیچ ربطی (تاکید میکنم هیچ ربطی) به رشته و مدرک دانشگاهیشون نداره و کاملاً هم مادرزادیه.

مثلاً استعداد استقرا، استعداد سواد عددی (که برای حسابداران الزامیست)، استعداد تجسم فضایی، استعداد موسیقی و درک صدا، استعداد گرافویا و ...

.

مهم نیست که من مدرک ارشد حسابداری از دانشگاه شهید بهشتی داشته باشم.

مهم اینه که به طور مادرزادی دارای استعداد سواد عددی باشم و برای وارد کردن یک شماره کارت عابر بانک 25 مرتبه سرم رو بین گوشی و کاغذ نچرخونم.

.

مهم نیست که مدرک من عمران شریفه. وقتی که استعداد تجسم فضایی نداشته باشم به هیچ دردی نمیخورم. شاید بتونم 30 سال به عنوان یک کارمند یا معاون و بعدها هم مدیر در یک سازمان دولتی حقوق بگیرم اما در یک سازمان خصوصی هرگز امکان کار درازمدت رو نخواهم داشت

(البته اگه مالک شرکت، برادرم نباشه)

.

پس دوستان عزیز:

اگه از خون می ترسین لطفاً وارد حوزه پزشکی (و مخصوصاً جراحی) نشین.

اگه برای اسمس کردن یک شماره موبایل یا کارت عابر بانک 40 مرتبه به اعداد روی کاغذ نگاه میکنین، رفتن شما به رشته حساس حسابداری هیچ فایده ای نداره.

تحصیل در رشته مدیریت و داشتن یک تکه کاغذپاره با عنوان دانش آموخته MBA این توهّم رو بهتون نده که همین الان جلوی در یک شرکت بزرگ و موفق خصوصی براتون گوسفند آماده کردن که سر ببرن.

..

وگرنه:

سختی درس خوندن (همراه با مواردی که در ابتدای این متن نوشتم) رو که تحمل میکنین هیچ

یک عمر فرسودگی و سختی کار با رشته اشتباه انتخاب شده رو هم باید تحمل کنین.

.

پس در زمان انتخاب رشته، بد نیست که نیم نگاهی به استعداد مادرزادی خودمون داشته باشیم تا مجبور نشیم بعد از گرفتن مدرک مهندسی مکانیک در آژانس کار کنیم

یا پس از گرفتن مدرک ارشد مدیریت در سبزی فروشی دایی مون مشغول به کار بشیم

و به دنیا فحش بدیم که در این مملکت شایستگی سالاری وجود نداره!

(البته قطعاً شکی نیست که شایسته سالاری وجود نداره)

.

در عین حال، متاسفانه در کشور ما هیچ کاری در راستای استعدادیابی برامون انجام نشده.

نه برای ما انجام شده و نه ما برای بچه هامون انجام میدیم.

بچه رو به زور میفرستیم کلاس موسیقی و انتظار داریم که بتهوون تحویل بگیریم اما بعد از چند سال می بینیم که شازده و دسته گلمون، فرق بین صدای پیانو و بهم کوبیدن در قابلمه رو تشخیص نمیده!

(خب اون بچه گناهی نداره. استعداد درک صدا و موسیقی در یکسری افراد معدود وجود داره)

.

نکته مهم : یک انسان عادی، حتماً دارای یکی از این استعدادهای مادرزادی هست که رمز موفقیت زندگیش اینه که بتونه کشفش کنه.

.

درنهایت، شاید بهتر باشه استعداد مادرزادی خودمونو کشف کرده و اگه در رشته دانشگاهی که درس میخونیم، به این نتیجه برسیم که داریم به بیراهه میریم، تا دیر نشده اقدامی انجام بدیم

.

حرف آخر: دنیای امروز، دنیای مهارتهاست نه دنیای مدارک. توی دانشگاه خبری نیست.

بقول معروف: گشتم نبود. نگرد نیست.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین
دوران خدمت اموزشی سربازی(آموزشگاه خاتمی یزد) بهترین دوران زندگی من-دوران

دوران خدمت اموزشی سربازی(آموزشگاه خاتمی یزد) بهترین دوران زندگی من-دوران

سربازی واسه پسرا مثل حاملگی واسه زناست! هردو ظاهرتو خراب میکنه وهرکی می بینتشون میپرسه: تو چند ماهی؟

پسر خاله

بهترین دوران زندگی من

پیش نوشت1- دوستان عزیز سوالتون رو میتونین تو پست قبلی بپرسین این دل نوشته است  و نکاتی که برای اماده شدن برای اعزام و ممکنه وقتتون رو بگیره

 

نگارش این  متن که از غلط های املایی برخوردار است با ادبیات کوچه بازاری و ساده وروان اماده کردم پس ساده بودنش رو به بزرگواری خودتون ببخشید

 

1/10/95 شروعی روزی بود  که خیلی ها یا ازش بیزران یا حالشون از این دوران بهم می خوره-  اما بعد که به پایان می رسه؛ میشه بهترین دوران زندگی (البته برای من بد هم بود از این لحاظ که یه بچه عزیز و دوست داشتنی هی روزهای باقی مونده رو می شمرد .کلا تو 56 روز خدمت من باید صدای این اقا رو تحمل می کردم.تنها این اقا رو اعصاب بود بقیه همه عالی بودن بلاخره تحمل می کردم چون می دونستم همش دو ماهه ؛بقیه اش رو هم مثل  بچه های امریه ،خیالت راحته شایدم نه(بستگی داره کجا باشیو همکارت کیا باشن

و از طرفی دیگه با سه 3 تا از بهترین ادم های که در تمام طول عمرم دیدم ؛آشنا شدم  اون موقع 21 سالم بود  یکیش1-سردار میر حسینی بود با ان شوخ طبعی و شجاعت بی نظیرش و خاطرات خوبی که از کلاسی که باهاش داشتیم.  این سردار ما نصف صورت و نصف بدنش از کار افتاد بود  کلا یه طرف بدنش کار نمیکرد


2-فرمانده گروهان اقای گنجی که 20 روز اخر از سوریه اومد


3- سرگرد حسینی زارچ - معلم اموزش نماز- این یکی فرشته بود همه پادگان دوستش داشتن (البته بعضی ها باهاش کلاس نداشتن ؛ما که تو گردان یک و گروهان 13 بودیم؛ دیکه شانس اورده بودیم؛ تنها کسی بود که ازش انرژی مثبت میگرفتی اصلا به خاطر این اقا دوست داشتم همون جا استخدام بشم و تو پادگان برای همیشه بمونم؛ از این جهت که همچین سینه ای داشت

 

(البته این سینه شجریانه ها  هم پسر و هم پدر)

به شخصه همچین ادمی رو در زول عمرم ندیدم که به این زیبایی قران بخونه ؛جوری که همه موقع خوندن ساکت اروم و بودن و اما اغاز و شروع کلاسش خاص بود خلاصه اگر هر کی داره این نوشته رو میخونه سلام من رو بهش برسونه

یه سر و گردن از کریم منصوری و عبدالباسط  بالاتر بود؛ اصلا نباید مقایسه کنم؛ فک کنم فرشته ای بود در جلد یک ادم و موهبتی بود که بهش داده بودن

در مورد قران خوندنش همین بس که  یکی از بچه ها مسلمان شد و سر کلاس از قران خواندن این اقا این قدر به وجد امده بود که به اقای سرگرد گفت(حمید عسگری طی صحبتی که باهاش داشتم گفت سرهنگ شده) من به خاطر شما از این به بعد نماز میخونم اونم گفت به خاطر خدا بخون

شماره این سرگرد رو هم دارم و ازش خواستم برام چند تا از سوره ها  رو بخونه و بفرسته اما نفرستاد و گفت: ما سپاهی ها تلگرام نداریم خلاصه چند بار التماس درخواست اما باز هم نشد. بنده خدا سرش شلوغه طی دوره ها فقط دوست دارم پیام مرا یکی به این بشر دوست داشتنی برساند و دوباره همین درخواست من را بکند شاید این دفعه فرستاد

پادگان خاتمی یزد یا هتل خاتمی من دقت کردم به به بقیه جاها هم میگن هتل،هتل مدرس کرج ،هتل شیروان ،هتل کرمان، همه جا یکیه بابا دلتونو خوش نکنین اما چون این جاها بیش تر بچه های امریه هستن

شاید از پادگان های دیگه راحتر باشه نوع رفتار و اخلاقشون با سربازا

روز اول برای رفتن به محل اعزام هوا برفی بود و من پیاده رهسپار به سوی محل اعزام ساعت 6:30 صبح ؛  سر چهار راه شهربازی به یکی از دوستان برخوردم که دیدم یه کیفی دستش گرفته رفتم جلو گفتم شاید اینم سرباز باشه پرسیدم اونم گفت: یزد

 خوشحال شدم یه رفیق دیگه پیدا کردم و با هم یه تاکسی گرفتیم به محل اعزام  رفتیم بعد از سوار شدن تو اتوبوس  دیدم 48 نفریم همه بچه های امریه از شهرستان های استان از جهاد کشاورزی،پیام اور (پرستار)،اداره کار که با خودم 5 نفر بودیم و امریه قرار گاه خاتم ساعت 10 به سمت مشهد حرکت کردیم به مشهد که رسیدیم پیاده شدیم با یه اتوبوس دیگه به سمت یزد دوباره حرکت،ساعت تقریبا 2 بود

  فاصله مشهد تا یزد یه چیز حدود 16 ساعته صبح ساعت 6 صبح رسیدیم یعنی 2/10/95

و اما یه نکته خیلی مهم اگه هم استانی هایی خودم یا  شاید کسانی دیگر که این خزعبلات من رو میخونند  به درد شون بخوره

خواستند با دوستانشون یا هم استانیشون کنار هم باشن

به محض ورود به شما چند تا برگه میدن؛ که تقسیم بشین گوشی وژیلت هم ازتون میگیرن البته بعدا میتونین راحت گوشی وارد کنین؛ نبرین بهتره چون دم در؛ تحویلدار خیلی سرش شلوغه والافی داره و بعدا احتمال دزیده شدن هست بعد از مرخصی میان دوره گوشی ساده ببرین بهتره

اما یه توضیح راجب به برگه ها

ما تو یه پادگان سه تا گردان داریم

هر گردان سه تا گروهان داره

هر گروهان به دسته های بین 140 تا 160 نفر تقسیم میشن

شایدم  گروهان 4 دسته باش

پس شد گردان --1 ---با ربان مشکی

گروهان 11

گروهن 12

گروهان 13

گردان------ 2--- با ربان قرمز

گروهان 21

گروهان 22

گروهان 23

گردان ---3----با ربان سبز

گروهان 31

گروهان 32

گروهان 33

توجه داشته باشین اگر خواستین با دوستتون تو یه اسایشگاه بیفتین این برگه ها رو مثل هم بگیرین یعنی دو نفرتون هم یک گروهان و یک گردان باشه؛ خوشبختانه ما تو گروهانمون هفت یا هشت تا بجنوردی بودیم یا شاید بهتره بگم نبودیم بهتر بود

سلف غذا خوری هر گردان جداست یعنی تقریبا هر 450 نفر

یادش بخیر- ارشد قابلمه،ارشد نظافت،ارشد فرهنگی-و از بچه های که زود تر میان دفتر دار و ارشد گروه-انتخاب می کردن این ها پست هایی که مزیت داشت برات

 اگه خواستین هر کدام از اینا باشین زود تر برین شاید به نفعتون باشه شاید هم نه

وسایل مورد نیاز خلاصه

شامپو

حوله

مسواک و خمیر دندان

سوزن و نخ

ساعت اگه صفحه اش روشن باشه بهتره 

دمپایی

تنقلات.

به اضافه لباس زیر

این ها رو نگرفتین هم فروشگاه داره میتونین تهیه کنین

پتو رو  خودشون میدن

و اما هفته اول و روز اول به صف کشیدن و توضیحات اولیه که اینجا خونه خاله نیست و اموزش های دیگه....

هفته اول وقتی خاموشی میزدن من به 15 ثانیه نمی کشید که خوابم می برد؛ به خدا راس میگم

 و اما میان دوره که به دلیل فوت ایت الله هاشمی رفسجانی مارو دو سه روز زودتر به مرخصی فرستادن 

5 روز رفتیم مرخصی که دو روزش رو ما بجنوردی ها تو راه بودیم

بعد از 5 روز برگشتیم شهر تاریخی یزد با ان لهجه ای زیبایی که مردم تکلم می کنند و شهر قشنگشون و باز هم شروع روز های تکراری و کلاس های درس خسته کننده ؛کلاس های رو هم که بیرون بودند با این که زمستان بود ولی از گرما دهنمون سرویس شد؛ تو اون زمستون

صبح از ساعت 4:20 که اذان صبح بود با صف پاشو برو نماز خونه؛ البته با دمپایی -کل سه گردان با هم- بعد با صف برگرد. یه چیزی اینجا اعصاب خورد کنه و هی میگن -نظم رو رعایت کن- نظم رعایت کن -اینقدر اینو شنیدم متنفر شدم؛ تو یه صف 12 نفری که جمعاً میشیم 145 نفر باید یه خط راست بری و بیایی -کج نباشی نشی که سر و صدای مفسر و فرمانده گروهان بلند میشه- تا ساعت 6:30 دقیقه صبحانه رو تموم میکردیم و میومدیم پوتین رو پامون میکردیم برای شروع صبحگاه و یه صبحگاه مشترک دیگه داریم که هر شنبه با حضور سردار عزیزمون بود تمام گردان ها  وبرنامه های خاص خودش

کلاس ها از ساعت 7:20 دقیقه شروع میشد تا ساعت 5 بعد از ظهر بلافاصله بعد از تموم شدن کلاس سریع برای نماز ظهر اماده می شدیم

و باز هم همان قصه صف گرفتن باورتون نمیشه خسته کننده ترین کار دنیا همینه

 56 روز رو اینطوری بگذرونی فک کنم جهنم هم همینطوری باشه چون قبلا خوابش رو دیدم می رفتیم می اومدیم؛ بعد از تمام شدن نماز ظهربا صف برگرد به سوی خوابگاه و باز شروع کلاس تا 5 بعد ظهر

بعد از کلاس، باز هم با صف برو نماز مغرب و عشا و برگرد برای شام

بعد از شام  هفته های اول می بردنمون بیرون موعظه  ونصیحت و بعد خاموشی ساعت 9:30 فک کنم

صبح ها هم که قبل از از نماز صبح بیدار شو

 پتو رو با خط کش اندازه گیری و تا کن که چروک نباشه که تنبیه نشی و کمدت هم رو مرتب کن(چقد از این کار بدم میومد)پتو رو انکارد کن برو بینیم بابا

خیلی چیزا هست که باید بگم از تلفن زدن و دوش گرفتن اما واسه بعد میگم
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رضا چترزرین